تبلیغات .::جوک سرا::.
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
کدخدا (74)
امین (39)
مهدی (19)
عباس (13)
موضــــوع ها :
جوک (85)
SMS (12)
شعر طنز (6)
مدیریت (13)
متن طنز (29)
آرشیـــو :
اسفند 1386
(1)
بهمن 1386
(2)
دی 1386
(4)
آذر 1386
(4)
آبان 1386
(5)
مهر 1386
(4)
شهریور 1386
(4)
مرداد 1386
(4)
تیر 1386
(4)
خرداد 1386
(5)
اردیبهشت 1386
(3)
فروردین 1386
(3)
آذر 1385
(1)
آبان 1385
(4)
مهر 1385
(5)
شهریور 1385
(7)
مرداد 1385
(2)
تیر 1385
(3)
خرداد 1385
(3)
اردیبهشت 1385
(5)
مطالب گذشته:
جک جدید
جوک سری ۲ بهمن ماه
جوک سری ۱ بهمن ماه
جوک سری سه دی ماه
جوک سری ۲ دی ماه
جوک سری ۱ دی ماه
انتخاب کارمند
بازاریابی دخترها
جوک سری ۲ آذر ماه
تسلیت
جوک سری ۱ آذر ماه
جوک سری ۵ آبان ماه
جوک سری ۴ آبان ماه
جوک سری ۳ آبان ماه
جوک سری ۲ آبان ماه
لینكدونی :
اس ام اس سری ۲
اس ام اس سری ۱
پشت نوشته کامیون ها و ماشین سنگین ها
گفتمان زن و شوهر اینترنت باز
امان از دست مامان
سیندرلا مدل ۲۰۰۵
روباه بی دست و پا
شعری در وصف زن زلیلان
خواستگاری خرانه
خاصیت مرد ها زنها مطلقا نخونن
عجایب زنان
نامه مادر گضنفر به پسرش
فراری دادن موش از خوابگاه
آرشیو لینكدونی
این محل مخصوص دوستانی است که بازدیدی بالای 500 بازدید دارند اگر کسی در لینکستان سایت عضو میباشد و شرایط حضور در این باکس رو دارد بر روی لینکی که در زیر قرار داده ایم امادگی خود را اعلام دارند
برای اعلام امادگی اینجا را کلیک کنید
Special Links لینک های مخصوص
<--این قسمت فعلا تعطیل میباشد -->تمامی دوستان که بالای 50بازدید روزانه دارند میتوانند پس از ثبت لینک ما در وبلاگ خود و یا وب سایت خود در لینک نظر زیر درخواست خود را اعلام کنند تا پس از بررسی اقدام به تبادل لینک با وبلاگ مورد نظر کنیم اعلام در سایر قسمتها بررسی نخواهد شد
برای اعلام آمادگی اینجا را کلیک کنید
لینكستان :
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
یازده
سلام دوستان چون کسی وقت آپدیت کردن اینجارو نداشت من به عنوان خواهر گل کدخدا با اسم اون دهکده رو ترو تمیز میکنم
امیدوارم کدخدا خوشش بیاد
یادم آن روزی که بودم اولی
ناز و طناز و عزیز و فلفلی
شاه خانه بودم و با داد و دود
هر چه می خواستم آماده بود
وای از آن روزی که آمد دومی
نق نقو و بد ادا و قم غمی
من وزیر گشتم افتادم ز چاه
دومی هم جای من گردید شاه
تا به خود آیم و خود داری کنم
سومی هم آمد و شد خواهرم
دختری زیبا و خوش رو مثل ماه
من و داداشم کشیدیم سوز و آه
جای سبزی و نشاط و خرمی
سر رسید از گردگاه چهارمی
دیگر آن خانه برایم تنگ بود
سبزی و گل در نگاهم سنگ بود
داشتم می کردم عادت ناگهان
پنجمی هم پانهاد در این جهان
بهر سوختن پنج تن کافی نبود
ششمی هیزم شد و من مثل دود
ناصر و شهناز و شهین
احمد و عباس و هفتم شد مهین
ای امان ای امان ای امان
ای امان از دست بابا و مامان
بار دیگر مادرم شد حامله
این که آید تیم فوتبال کامله
ناصر و شهناز و مهناز و شهین
احمد و عباس و فرهاد و مهین
علی مردان و گل معصومه جان
آخریش هم می شود دروازه بان
اگه بی نمک بود به بزرگواری خودتون ببخشید
ارادتمند - ناتاشا
لینک باکس فان فارسی ...