تبلیغات
.::جوک سرا::.

 .::جوک سرا::.

 

جوک

سه شنبه 1 شهریور 1384

۱- به تركه می گن :شما همتون این قدر ساده اید

میگه : نه مدل راه راه مونم تو آفریقاست

۲- سوسكه عرق می خوره میره جلوی یه دمپایی میگه:جون هر چی مرد بزن

۳- اصفهانیه سوار اتوبویس سوپر ویژه میشه بدنش تعجب می كنه
۴- تر كه با دوست دخترش میره بیرون یه دفه پدر دختره از راه میرسه

 می گه: شما چه غلطی می كنین. تر كه می گه : به تو چه مربوطه خواهرمه

۵- به لره می گن زبان لری چه زبانیه میگه فارسی رو دیدی برین توش

۶- تر كه میره حموم می بینه آب داغه خودش و با نعلبكی می شوره

۷- به تر كه می گن دو دو تا می گه مگه من كامپیوترم

۸- تركه چراغ جادو پیدا میكنه بعد از اینكه غولش در اومد  به تركه گفت یه آرزو كن
تر كه می گه خلیج فارس و آسفالت كن غوله می گه سخته یه آرزو ی دیگه كن
تر كه میگه من و آدم كن  غوله می گه ولش میرم همون خلیج فارس و آسفالت كنم

۹- قاضی : خانم چرا با صندلی زدین تو سر شوهرتون

     خانم: آخه زورم به میز نرسید

۱۰- به تركه میگن : خر بهتره یا گاو    می گه : گاو

        می گن : چرا    می گه : آخه آدم كه از خودش تعریف نمیكنه



[ سه شنبه 1 شهریور 1384 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک مشتی

یکشنبه 23 مرداد 1384

۱-دعوای پولی

آقای مدیر: علی چرا دیر اومدی مدرسه؟

علی: دو نفر یر پولی که گم شده بود داشتند دعوا می کردند منم ایستادم به تماشای آن

آقای مدیر: دعوای اونها چه ربطی به تو داشت؟

علی: پول زیر پای من بود

۲-واحد پول جدید

معلم : واحد پول چیست؟

شاگرد : متر!

معلم : کی گفته؟

شاگرد : یکی از بانک ها تو روزنامه اعلام کرده بود ۱۳۷۰ متر اسکناس ۲۰۰۰ تومانی جایزه میده

۳-لجبازی

مادر : پسرم تا کی میخای در رفتن به مدرسه لجبازی کنی؟

پسر : تا آخر خرداد ماه سال آینده مادر جان؟

۴-به پای ترکه میخ میره  ترکه تا میخو در میاره میبینه خون میاد دو باره میخ رو میزاره سر جاش

۵-ترکا با رشتیا سر  دریای خزر دعواشون میشه بعد دریا رو با طناب به دو قسمت تقسیم میکنن شب رشتیا یه سروصدا می شنون میرن می بینن که ترکا با سطل از طرف رشتیا آب بر میدارن میریزن سمت خودشون

۶- گروه تبریز در مانور کربلای ۵ شرکت میکنه و بعد از کلی مانور از دشمن فرضی شکست می خورن

۷-ترکه دور خودش میچرخه بعد هرز می شه

۸-ترکه میره کله پزی  یاره بهش میگه قربان شچم بزارم  ترکه میگه نه آقا ؟ حداقل صبر کن برم قایم شم

اینم یه شعر که من ازش خیلی خوشم امد:

بودیم و کسی پاس نداشت که هستیم

                                                         باشد نباشیم و بدانند که بودیم



[ یکشنبه 23 مرداد 1384 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

یکشنبه 23 مرداد 1384

                         به نام خدا

از یه ترکه می پرسن چهار شیشتا چند تا میشه یه کم فکر میکنه مغزش رگ به رگ میشه.

از یه ترکه نوار مغزی میگیرن بیست دقیقه اولش خالی بوده.

یه ترکه بازرس اداره تعزیرات بوده بعد از بازدید از یه کارخونه یخ سازی دره کارخونه رو میبنده.ازش می پرسن چرا دره کارخونه رو بستی؟میگه آخه آب قاطی یخاش میکرد.

یه ترکه میره جلو یه نفرو می گیره میکه آقا شما علی پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟طرف میگه بله  هستم.ترکه میگه ببخشید اشتباه گرفتم.

یه ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازش دور.

یه ترکه جورابش واسش بزرگ بوده جلوش پنبه میزاره.



[ یکشنبه 23 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

معرفی محمد مهدی

سه شنبه 18 مرداد 1384

                              

                       به نام خدا

سلام به همه اهالی جوک سرا.

من اسمم محمد مهدی و تازه به تیمه جمک سرا ملحق شدم.امید وارم که بتونم خنده رو به لبهاتون بیارم.حالا کارمو با یه جوک شروع می کنم.

یه جوکه پاره میشه ترکها ازش می ریزند بیرون.



[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 12:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [مدیریت , ] [+]

جوک

شنبه 15 مرداد 1384


 

 

یه تركه زنگ میزنه125 میگه آقا یه 110 بده باقیشو آدامس بده 

 

اصفهانی قرص اکس می خوره سوار ماشین می شه
دو نفر حساب می کنه

 

خدا زمین و آسمان را آفرید گفت: چه زیباست
مرد را آفرید گفت: چه زیباست
زن را آفرید گفت: عیب نداره آرایش میکنه خوشگل میشه
 






[ شنبه 15 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 28 خرداد 1386 - 05:06 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک

شنبه 8 مرداد 1384

۱- ترکه مسئول بسته بندی کبریت می شه کارخانه برشکست می شه

          چراااا....؟

           چون تمام کبریت ها رو امتحان می کرده

۲- ترکه شهردار مکه می شه بعد از یه مدت بر کنار می شه

         چراااا....؟

          چون خانه خدا رو هم تو طرح خیابون کشی گذاشته بود

۳- ترکه شهردار اصفهان می شه بعد از یه مدت بر کنارمی شه

          چراااا....؟

          چون منار جنبان رو تو طرح مقاوم سازی بنا ها گذاشته بود که دیگه این قدر تکون نخوره

۴- اولی : اگه گفتی برای کو بیدن یه میخ به دیوار چند تا ترک هم کاری میکنن؟

    دومی: خوب یه نفر  

    اولی : نه بابا- ۷۲ نفر

    دومی : چه طور ؟

    اولی : یکی میخ نگه می داره یکی چکش ۷۰ نفر بقیه دیوار رو به طرف میخ هل می دن

۵- از نظر ترکها فرق بین حادثه و فاجعه چیه ؟

    حادثه یعنی اینکه ۱۰۰۰ تا ترک در یک کشتی غرق بشن

    فاجعه یعنی اینکه هر ۱۰۰۰ تا شون شنا بلد باشن

۶- از ترکه می پرسن آیا ماه مسکونیه 

    میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه



[ شنبه 8 مرداد 1384 - 12:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

پسر برتر از دختر امد پدید

پنجشنبه 6 مرداد 1384

پسر برتر از دختر آمد پدید!

 

پسر برتر از دختر آمد پدید
پسر جمله را گفت و چیزی ندید
نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل
بگفتا جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله ای این چنین!
و گرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است
پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت
پسر گفتش « ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟
که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید!»
پس آن ضربه خیلی نشد جابجا
که یک مغز معیوب شد جابجا
copied from tourist weblog  


[ پنجشنبه 6 مرداد 1384 - 12:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [شعر طنز , ] [+]

روز مادر

دوشنبه 3 مرداد 1384

با عرض سلام به همه ی دوستان عزیز 

این هفته به جای جوك با یه خبری و پیغام نه چندان  جدید اومدیم این روزا حرفا همه از روز مادر هست و ما هم به نوبه ی خودمون اومدیم  كه  از طرف تیم جوكسرا این هفته و روز عزیز رو برای عزیز ترین كسمون یعنی مادر های گلمون  تبریك بگیم 

بعضی وقتا ممكنه اینجور روزا ما رو یاد بی وفایی مون بندازه  من خیلی ها رو دیدم  كه به بهونهی كار و مشغله هفته ا به مادرشون حتی زنگ هم نمیزنن  بیاین حتی شده با یه شاخه گل و یه بوسه خنده رو بر لب  كسانی كه از تمام زندگیشون برای ما گذشتن  دوباره بسازیم 

مقام مادر اونقدر بالاست كه خداوند هنگام مادر شدن به همون دختری كه به زور از خواب پا میشه قدرتی میده كه با یه جیك  فرزندش از خواب بی خواب میشه و خودشو بالا سر  فرزندش میرسونه اما دریغ از اینكه بعضی از ماها بیوفا میشیم و از یاد میبریمشون بهترین روز همین روزاست  یه سر بهشون بزنید به خدا انتظار  هدیه چند میلیونی ندارن  فقط دیدن شما تو اون روز عزیز براشون شادكنندست  ارزش مادر برای كسی آشكار هست كه اونو از دست داده بعد اینكه به مادر خودمون سر زدیم بهتره به نظر من  برای مادر های از دست رفته هم فاتحه ای بخونیم و به فرزندانشون دلداری بدیم كه این درد درد سختیه منو ببخشید جای بهتری نداشتم برای زدن حرف هام

حالا یه جوك هم میگم كه حال و هوایی عوض كنیم  :

از آبادانیه میپرسن چمعیت آبادان چقدره؟ میگه با حومه یا بی حومه؟ میگن خوب با حومه  برمیگرده میگه 70ملیون نفر



[ دوشنبه 3 مرداد 1384 - 08:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

جوک

یکشنبه 26 تیر 1384

۱- اصفهانیه اکس می خوره تاکسی در بست می گیره

 

۲- ترکه اکس می خوره نفر اول المپیاد فیزیک می شه

 

۳- شیطان اکس می خوره  مردم رو به راه راست هدایت می کنه 

 

۴- به ترکه می گن با یاماها جمله بساز می گه فارسا خر هستن یاماها

 

۵- به ترکه می گن شما فارس هستین میگه نه عزیز  چشماتون قشنگ می بینه

 

۶- یه روز یه کتاب جک پاره می شه از توش ۱۰۰۰۰۰۰ تا ترک می ریزه بیرون 

 

۷- به ترکه می گن پشتت خاکیه می گه پس می خواستی آسفالت باشه



[ یکشنبه 26 تیر 1384 - 10:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

دوشنبه 13 تیر 1384

از تركه میپرسن نظرت راجع به زندگی چیه ؟ میگه مربع زندگی سه ضلع دارد ایمان و تقوا

بسیجی رییس فدراسیون شطرنج میشه شاه رو بر میداره جاش امام رو میزاره

از تركه كه قهرمان شنا بوده میپرسن شما از كجا شروع كردین میگه والا ما از زمینهای خاكی

به تركه میگن علی یارت میگه ما تیممون تكمیله یار خودتون

تركه تو دست به اب نشسته بود  یهو عارق میزنه میگه ددم وای بر عكس نشستم

به تركه میگن با ستیز جمله بساز میگه موبایل ست ایز آف

به تركه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین میگه نه ولی دارن میسازن

اصفهانی موز میخوره تا یه هفته دستشویی نمیره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[ دوشنبه 13 تیر 1384 - 11:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک و ایمیل امین

چهارشنبه 8 تیر 1384

اول میخواستم از دوستانی كه از من حمایت كردند (نوشین خانم و ناتاشا خانوم ) تشكر كنم و بگم كه همهی افراد مثل هم نیستند شاید زیبا خانم به مطالب طنز علاقه ای ندارند در كل ادم باید جنبهی انتقاد پذیری هم داشته باشه خودتونو  ناراحت كنین

 

۱- تركه میره خونه میبینه بویه گاز میاد به زن و بچههاش میگه برق و روشن نكنید من كبریت اوردم

 

۲- به تركه میگن شما ناراحت نمی شین اینقدر در باره یه شما جك میگن تركه میكه نه بابا ایا برایه شما جكه برایه ما خاطره ست

 

۳- به تركه میگن ۳ تا اسم بگو اخرش اله باشه میگه ماشااله یداله سیندراله

 

در آخر هم یه كی از دوستان ای دی  و ایمیل منو می خواست

ID = ilxli_edward_ilxli

email = edward_8305@yahoo.com

gmail = edward.8305@gmail.com

خوشحال میشم نظرات شما رو بخونم

 



[ چهارشنبه 8 تیر 1384 - 12:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک و تشکر

شنبه 4 تیر 1384

اول میخوام از یه سری از دوستان که منو خجالت زده کردن تشکر کنم واقعا منو

 

امیدوار کردند

 

 

۱- تركه رو میخواستن عذاب روحی بدن فرستادنش تو یه اتاق گرد بعد بهش گفتن

 

برو یه گوشه بشین تركه اونقدر تو این اتاق دور زد تا یه گوشه پیدا كنه ....... مرد

 

۲- تركه میره ورزشگاه آزادی تو موج مكزیكیه تماشاچیان غرغ میشه

 

۳- به تركه میگن فامیل خدا چیه میگه ..... وكیلی

 

۴- به تركه میگن چرا ترك شدی میگه والا امكانات نبود میگن پس چرا لر نشدی

 

می گه دیگه اون قدرم امكانات كم نبود



[ شنبه 4 تیر 1384 - 09:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

پنجشنبه 2 تیر 1384

یه روز یه توركه رو میخواستن عمل كنن

دكتره بهش میگه: همراه داری ... ؟

میگه : اره اما خاموشش كردم

 

تركه میخواست از خودش عكس بگیره اما دوربین نداشته

میره تو اتوبان همت جولوی دوربین كنترل ترافیك با سرعت میدوه

 

تلویزیون تركه خاموش میشه میزنه شبكه دو بعد هل میده

 

 



[ پنجشنبه 2 تیر 1384 - 10:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

معرفی امین

پنجشنبه 2 تیر 1384

سلام به همه ی دوستان من امین از گرگان از دوستای جدید داداش امیر هستم

 

 و میخوام كه به كمك داداش امیر منم تو این وبلاگ كاری انجام بدم

 

انشا ا... كار منم بپذیرید هر چند به كار های داداش امیر نمیرسه..

 

با تشكر امین



[ پنجشنبه 2 تیر 1384 - 10:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [مدیریت , ] [+]

جوک و هوش سنجی

چهارشنبه 18 خرداد 1384

ترکه میفته تو چاله یه خر میاد درش میاره میاد بیرون میزنه پشت خر میگه خدا از برادری کمت نکنه

 

ترکه سوار خرعکس میگیره عکسو میفرسته برای مادرش میگه سلام بر ننم بالایی منم

 

اگه خیلی ادعا داری که باهوشی جواب این سوال رو بده ببینم

من که فک نمیکنم اونقدرا با هوش باشی

 

 

سوال ۱-فرض كنید در یك مسابقه دوی سرعت شركت كرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 

 

 

 

 

 

پاسخ:
 
اگر پاسخ دادید كه نفر اول هستید، كاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
 
 


[ چهارشنبه 18 خرداد 1384 - 02:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک

چهارشنبه 11 خرداد 1384

۱-ترکه میره بدنسازی  مربی بهش میگه هفته ی اول تنت درد میگیره میگه خوب پس من از هفته ی دوم میام

 

۲-یه روز ۶ تا دیوونه بودن ۵ تاشون  داشتن بالا پایین میپریدن یکی میگه دارین  چی کار میکنین میگن ما داریم سرخ میشیم میبینن یکی واستاده میگن تو چرا نمیپری میگه اخه من به ته ماهی تابه چسبیدم

 

۳-ترکه از حهنم میره دم در بهشت میگه یه کاسه یخ بدین میگن برو بابا  میگه باشه ولی فردا صبح دنبال آب جوش نیاین

 

۴-رشتیه میره جبهه نامه مینویسه برای باباش میگه برام زن بگیرین عکس بچم هم برام بفرستین



[ چهارشنبه 11 خرداد 1384 - 08:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک :d:d:d:d

شنبه 31 اردیبهشت 1384

یه روز یه تركه میره استخر، آهنگ تایتانیك میزارن غرق میشه

 

 

یه تركه می‌خواست بره تونس، نتونس (نتونست)

 

 

به تركه میگن یه جمله بساز كه توش آب باشه. میگه لوله!

 

 

یه تركه باباش می‌میره میشه یتیم. مامانش می‌میره میشه دو تیم. همه خانوادش می‌میرن میشه تیم ملی!

 

به تركه میگن می‌دونی اولین حیوونی كه به مكه رفت چه حیوونی بود؟ میگه هاج زنبور عسل!

 

 

تركه تو قرعه‌كشی بانك ماكسیما برنده میشه. روزی كه می‌خواستن تحویلش بدن میگه اینو آبی كنین من فردا میام می‌برمش. میگن بابا این نقره‌ایه، بهترین رنگه، آبیش كنیم؟ میگه آره. من فقط آبی تحویل می‌گیرم. خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده تحویلش میدن. میگه به به. ببینید .... حالا شد مثل نیسان!

یه روز تركه و لره داشتن با خدا صحبت می‌كردن. تركه میگه خدا .... من كِی آدم میشم؟ خدا میگه 500 سال دیگه. تركه میزنه زیر گریه. خدا میگه چرا گریه می‌كنی؟ میگه آخه تا اون روز من زنده نیستم. بعد لره میگه: خدا .... من كِی آدم میشم؟ یهو خدا میزنه زیر گریه. میگن چرا گریه می‌كنی؟ میگه آخه تا اون روز من زنده نیستم!

تركه رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است



[ شنبه 31 اردیبهشت 1384 - 08:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 15 خرداد 1384 - 07:06 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

درمانده از کار زیاد

پنجشنبه 15 اردیبهشت 1384

درمانده از کار زیاد !!

 

حدود دو سال بود که کم خوابی و فشار زیاد کار زندگی را برایم تلخ کرده بود و علت آن را نمی دانستم تا این که تازگی ها دلیل خستگی بیش از خودم را پیدا کرده ام ؛ علت آن کاره بیش از اندازه است !..

...  می دانید که جمعیت کشور 237 میلیون نفر است .

...  104 میلیون نفر بازنشسته و از کار افتاده هستند . بنابراین 133 میلیون نفر برای کار کردن می ماند .

...  85 میلیون نفر در مدارس و دانشگاهها درس می خوانند . بنابراین 48 میلیون نفر باید کارها را انجام دهند .

...  از این ها 29 میلیون نفر در استخدام حکومت فدرال هستند . بنابراین 19 میلیون نفر باید کارها را انجام دهند .

...  8/2 میلیون نفر در استخدام ارتش هستند . بنابراین 2/16 میلیون نفر باید کارها را انجام دهند .

...  از مجموع آن ها 8/14 میلیون نفر را که برای حکومت های ایالتی و شهری کار می کنند کسر کنید می ماند 4/1 میلیون نفر که باید کارها را انجام دهند . 

...  در هر زمان 188000 نفر بیمار و مجروح در بیمارستان ها بستری هستند ، بنابراین 212000/1 نفر باید کارها را انجام دهند .

...  از این تعداد 1211998 نفر در زندان ها هستند بنابراین فقط دو نفر می مانند که باید کارها را انجام دهند : من و تو . و تو هم که ننشسته ای و سرت را با این اراجیف گرم می کنی :

    حالا فهمیدی چرا اینقدر از کار خسته شده ام ! 

<:P:>



[ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1384 - 01:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 15 خرداد 1384 - 07:06 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

سختی درک وجود زنان

پنجشنبه 27 اسفند 1383

 

یک بنده خدایی ، کناراقیانوس قدم می زد،وزیر لب دعایی راهم

زمزمه میكرد . نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل

  طلایى انداخت و گفت:

         

-  خدایا ! میشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟

- ناگاه، ابرى سیاه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت

 و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید

  كه میگفت: چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من؟

 

مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:

 - ای خدای کریم از تو می‌خواهم جاده‌ای بین کالیفرنیا و هاوایی

  بسازی تا هر وفت دلم خواست در این جاده رانندگی کنم!! از

 جانب خدای متعال ندا آمدکه:

 - ای بنده‌ی من! من ترا بخاطر وفاداری‌ات بسیاردوست

  می‌دارم و می‌توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هیچ میدانی

 انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هیچ میدانی ‌که باید ته

  اقیانوس آرام را آسفالت کنم؟ هیچ میدانی چقدر آهن و سیمان

  و فولاد باید مصرف شود؟ من همه‌ای اینها را می‌توانم انجام

 بدهم! اما آیا نمی‌توانی آرزوی دیگری بکنی؟

 - مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:

 - اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! میشود بمن

  بفهمانى كه زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى

 احساس درونى شان چیست؟ اصلا میشود به من یاد بدهى كه

 چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟

صدایی از جانب باریتعالى آمد كه:

   - ای بنده من! آن جاده‌ای را که خواسته‌ای، دو بانده باشد یا چهار بانده!!؟؟ 

 



[ پنجشنبه 27 اسفند 1383 - 12:03 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 1 مهر 1384 - 03:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

فراری دادن موش ار خوابگاه

جمعه 7 اسفند 1383

با توجه به اینكه اخیرا در برخی از خانه ‏های دانشجویی موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسایش و

آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجویان عزیز را فراهم كرده است ، بدینوسیله نتیجه مطالعات و تحقیقات انجام

شده جهت مقابله با موش به شرح زیر  اعلام می‏گردد. به محض مشاهده موش در اتاق ، یكی از اقدامات زیر را

انجام دهید :

 

بند 1- روش كاملا دانشجویی : پس از هماهنگی با هم اتاقی‏هایتان با كشیدن یك جیغ بلند ، دسته جمعی در را باز

كرده از اتاق خارج شوید و دیگر هرگز به آن اتاق بازنگردید


بند 2- روش سرخپوستی : مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنید تا موش با دود آن خفه

شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهید .


بند 3- روش معرفتی : به موش بگویید در صورت عدم خروج وی خودكشی خواهید كرد . اگر با معرفت باشد از اتاق

خارج خواهدشد . در غیر این صورت موارد بند (1) را انجام دهید .


بند 4- روش تعارفی : به موش تعارف كنید كه امشب را پیش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را

نمی‏پذیرد . دزصورتیكه تعارف را پذیرفت بند (1) را اجرا كنید .


بند 5- روش قبیله گامبالا : تعدادی سلاح سرد تهیه كرده و به موش اعلان جنگ كنید . در صورتیكه موش نامبرده

حرفه‏ای بوده و این حرف را جدی نگرفت بند (1) را انجام دهید .


بند 6- روش دموكراتیك : پس از شرح فواید گفتمان برای موش ، از او خواهش كنید اتاق را ترك كند . اگر موش قبول

نكرد بند (1) را انجام دهید .


بند 7- روش نه چندان دانشجویی : یكی از گربه ‏هایی كه دركوچه دنبال غذا می‏گردند را برای شام به منزل خود

دعوت كنید . در صورت موفقیت گربه در خوردن موش ، از او بخواهید از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه

بدنبال راهی برای خارج كردن گربه باشید ( مطلب نحوه خروج گربه به زودیمنتشر می‏گردد )


بند 8- روش كمپینگ : در میان دوستانتان هر كدام كه خانه ‏شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعی

تا آخر ترم به خانه آنها بروید . در صورتیكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنید .


بند 9- روش روانشناسی : به كارهای روزانه خود پرداخته و به موش بی ‏محلی كنید . او احتمالا ناراحت شده و خارج

خواهد شد. در صورتیكه این هم جواب نداد راهی جز مراجعه به بند (10) برای شما باقی نمانده است .


بند 10- روش فاشیستی : مقداری از كباب سلف دانشگاه را در مسیر او قرار دهید تا از آن بخورد . این روش احتمال

خطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نیازی به مراجعه به بند (1) ندارید .

 

<:P:>



[ جمعه 7 اسفند 1383 - 02:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 15 خرداد 1384 - 07:06 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]


لینک باکس فان فارسی ...


صفحات :
... 4 5 6 7 8