تبلیغات
.::جوک سرا::.

 .::جوک سرا::.

 

فرهنگ لغت رشتی و جنسیت کامپیوتر

جمعه 4 آذر 1384

به نام خدا

دیدم کسی آپ نکرد دست بکار شدم...

جنسیت 

اصطلاحـات جواتـای رشــت (برگرفته از كتاب فرهنگ لغت زبان رشتـی)
كفش ......... نفربر (منبر)
كشتی ......... تشخیص (كفتـر)
آینه ......... من درش پیدا
شیشه ......... اونورش پیدا

پاك كن ......... مالش بر دانش
ویالن ......... میره و میه، خوشوم میه
توالت ......... زورخونه
)
مگس ......... پرویز
حمام ......... پاكستان
دوش حمام ......... آب چرخ كن
بادمجون ......... عزادارخیار
دكمه ......... بستنی
مسلسل ......... حیدر
گوجه ......... چراغ خطر دیزی
سیم خاردار ......... دیوار تابستونی
دربازكن ......... تقوا
ماشین ......... مراكش
دماغ ......... نفس كش
گوشتكوب ......... لهستان
مگس ......... پرویز
خرمگس ......... پرویزتركه
زنبور ......... پرویز قناد

 

در هر کشوری ساندویچ خوردن از اهم امور محسوب میشود فرض بر این است که شما در یک شهر بزرگ جهان در یک خیابان پر رفت و امد از گرسنگی مشرف به موت هستید چشمتان به یک ساندویچ فروشی می افتد در این شرایط چه ساندویچی میخورید؟؟؟؟؟؟

لندن:ساندویچ میگو با سبزی
لوس انجلس:هات داگ با بادام زمینی و کره اضافی و پاپ کورن و گوشت خوک
تهرانجلس:هات داگ با نان بربری
مسکو:ساندویچ سیب زمینی با مارگارین
پکن:ساندویچ رفیق مک دونالد
کابل:ساندویچ نان با شلاق اضافه
انکارا:ژامبون با نان بربری ماشینی پیچیده شده در اگهی کنسرت
تهران:ساندویج هبرگر با نه تا نون اضافه و یا ساندویچ پیتزا با ۴ تا نون اضافه
کلمبیا:ساندویچ با علف

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

جنسیت

شما فكر میكنین كامپیوترتون مرده یا زنه ؟پسره یا دختره ؟

ا

شده این

خیراًیه نظرخواهی در انگلستان كردن كه نتیجش .بخونین.

زنها

1-

2-

3-

كنین ولی در واقع خودشون مشكل اصلی اند

4-

می شید كه اگه یه كم صبر میكردید می تونستید نمونه

بهتری داشته باشید

میگن كامپیوترمذكّره چون:برای جلب توجهشون ناچارید اونا رو راه بیاندازید.اطلاعات زیادی دارن ولی سررشته، نامعلومه.فكر می كنید با كمكشون می تونین مشكلاتتونو حل .خیلی زود وقتی گرفتاریكی از اونا شدید متوجه .

ولی

1-

آنها را ندارد

2-

3-

اونا باقی می مونه تاتو یه فرصت مناسب تو سرتون

بزنه

4-

متوجه می شی كه باید همه پولتونو واسش خرج

كنین

مردا می گن كامپیوتر مونثه چون :هیچ كس جز قادر مطلق توانایی فهم منطق درونی.زبان بین آنها جز برای خودشان قابل فهم نیست .حتّی كوچكترین اشتباهات شماتو حافظه بلند مدت.خیلی زود پس از اینكه گرفتار یكی از اونا شدی .



[ جمعه 4 آذر 1384 - 08:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جوک

دوشنبه 23 آبان 1384

به نام خدا

دیدم کسی آپ نکرد مجبور شدم.

۱ـ  یه ترکه شلنگ  را برمی داره و تلویزیون را آب پاشی  

می کنه ومی گه: مگه نگفتم اینجا فوتبال بازی نکنید.

۲-یه ترکه یه دکمه پیدا می کنه میره براش کت میدوزه. 

۳-از روباهه می پر سن شاهدت کیه؟ می گه بدون

حضور وکیلم حرف نمی زنم.

۴-مامور آتش نشانی را جو می گیره میره مشعل

المپیک و خاموش  می کنه!

۵-دو خانم مسن از همسر های خود صحبت می

کردند.

اولی: من از این که همسرم ناخنهای خود را می جود

نارا حتم . دومی : همسر من هم این عادت را داشت،

ولی من ترکش دادم   اولی: چگونه؟؟؟

دومی: خیلی راحت برای مدتی دندان های را او را قایم 

کردم.!!!   

۶-به ترکه میگن

چطوری همه ماه رمضان را روزه می گیری

میگه :اگه کنترات بدن همه رو یه روزه می گیرم ..........

۷-- تركه می‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!

3- تركه میره آمریكا پیش رفیقش. از قضا همون موقع كنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یك حالی بكنیم. جلو در سالن، یك بابایی واستاده‌ بوده سی‌دی‌ می‌فروخته، ‌هی داد می‌‌زده: ‌سی‌دی ابی، سی‌دی‌ ابی. تركه یك نگاهی به یارو می‌كنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریكا بوده،‌ هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته!

۸-- تركه هر روز زنگ یك كلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه،‌ یك روز پشت در كمین می‌كنه، تا تركه زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیكار داری؟ تركه حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید، ‌عیسی هست؟!

۹- ترکه میمیره

جوک تموم میشه



[ دوشنبه 23 آبان 1384 - 06:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جوک

سه شنبه 17 آبان 1384

   به نام او

چون مجانی بود من آپ کردم.

۱-از ترکه میپرسن: امام اول كیه؟ یخورده فكر میكنه، میگه: بابا یك راهنمایی بكنید... میگه: شمشیرش معروفه.. میگه: آها... ZORO!

۲-ترك پاهاش خواب میره روش پتو می كشه!!!!!!

۳-تركه یك خبر داغ می‌شنوه، گوشش تاول می‌زنه!!!!!!!!!!!

۴-ترکه تلویزیونش  روشن نمیشده میزنه کانال ۲ هولش میده!!!!

۵-به بچه آخونده میگن بابات چیکارست؟!؟!؟!؟!؟؟

میگه کمربند مشکی قرآن داره!!!!

۶-ترکه جونش به لبش می رسه.....تف میکنه میمیره!!!!

۷-ترکه بعد از عید فطر بچه دار میشه اسم بچشو می زاره پسفطرت!!!!!!!

در ضمن به صاحب اولین نظر از طرف صنف ترکای دانشمند یک دستگاه قاقا لی لی تعلق می گیرد.



[ سه شنبه 17 آبان 1384 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جمله سازی ترک

چهارشنبه 11 آبان 1384

بی پولی و هزار درد و مشکل اگه من الان پول داشتم آپ قبلی مال من بود هر چند مهدی هم هنوز پولی نداده در کل اینم مطالب امروز

1- به تركه میگن با «سینا‍‍» جمله بساز . میگه با عباس اینا رفتیم بیرون!

2- به تركه میگن: با «شمشیر» جمله بساز، میگه: فدات شم شیر می‌خوری؟!

3- به تركه میگن: با «شیده» جمله بساز. میگه: رفتم خونه دیدم بچه شاشیده!

4- به تركه میگن: با «شیشه» جمله بساز،‌ میگه: ساعت یك ربع به شیشه!

5- به تركه میگن: با «صداقت» جمله بساز، میگه: داشتم با تلفن صحبت می‌كردم صدا قطع شد!

6- به تركه میگن: با «عدس» جمله بساز، میگه: اگه امشب نیای ادست دلخور میشم!

7- به تركه میگن: با «علی» كلمه بساز. میگه: صندلی!

8- به تركه میگن: با «قیمت» یك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قیمت سوخت!

9- به تركه میگن: با «كشور» جمله بساز،‌ میگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!

10- به تركه میگن: با «كوش» یك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: این كه نشد، «كوش به معنی كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش یعنی كار.» گفت: خب از اول می‌گفتین، شلوار كار من كوشش؟!

۱۱- ترکه مهم میشه زیرش خط می کشن تو امتحان میاد.



[ چهارشنبه 11 آبان 1384 - 12:11 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

شنبه 7 آبان 1384

به نام خدا

۱-غضنفر می ره امتحان راهنمایی و رانندگی بده، ازش می پرسن؟ یه نیسان، یه اتوبوس، یه ماشین آتش نشانی و یه دوچرخه، کدوم اول باید بره؟
غضنفر می گه: نیسان باید اول بره، بهش می گن: بیشتر فکر کن، ماشین آتش نشانی در حال ماموریته، می گه: خب نیسان اول باید بره،
بهش می گن: بازم فکر کن، غضنفر خیلی فکر می کنه، بعد می گه: اول ماشین آتش نشانی، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. می پرسن؟ پس نیسان چی شد؟ می گه: کجایی بابا، نیسانه گازشو گرفت و اول رفت.........

۲-ترکه می ره لیسانس می گیره تا خودشو
جای لره جا بزنه.

۳-دو تا بلوچه میرن تهران یك فولكس قورباغه ای می خرن، برمی گردن طرف بلوچستان. نزدیكای زاهدان یهو فولكسه خاموش می شه، هركار می كنن دیگه روشن نمی شه. یكیشون برمی گرده به اون یكی می گه: اوره یاسروك، برو نگاه كن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروك میره درِ كاپوتو باز می كنه، یك نگاه می كنه با تعجب می گه: اوره كَریموك! بیا كه ماشین موتور انداخته! خلاصه اولی پیاده می شه میاد یك نگاه می ندازه، می گه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش می كنم! خلاصه یاسروك می ره درِ صندوق عقب رو وا می کنه، یهو داد می زنه: اوره كریموك! بیا كه از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!

۴-قوچعلی میره سربازی بعد از دو سال كارت پایان خدمت رو میدن,

بهش نگاه میكنه میگه:

من كه از اینا دو تا تو خونه دارم!!!!

۵-از غضنفر می پرسن؟ چه طور شد که ترک شدی؟ می گه: والا اون اولاش با یه بربری شروع شد..

۶-غضنفر با دو تا از دوستاش، جمع شده و داشتن برای هم شماره می گفتن و می خندیدن، یکی سر می رسه و می پرسه؟ مگه دیونه شدین که دروغکی می خندین؟ غضنفر و دوستاش می گن: از ۱ تا ۵۰ جوک گفتیم و حالا شمارشنو می گیم ومی خندیم، یارو می گه: من هم بازی و شروع می کنه به گفتن شماره ها، می گه: ۵ ، غضنفر و دوستاش می خندن، می گه:۴۰ ، باز غضنفر و دوستاش می خندن، طرف می گه: ۵۳ ،باز غضنفر و دوستاش می خندن، طرف قاط می زنه و
می پرسه؟ مگه ۵۰ تا جوک نگفته بودین؟ پس چرا می خندین؟ غضنفر و دوستاش می گن: آخه، اینو تازه شنیده بودیم.

۷-ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!

۸-ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی در این مکان یک عدد موبایل افتتاح خواهد شد!

نظر یادتون نره.

 

از این که دیر آپ شد عذر می خوام

سلام به همه



[ شنبه 7 آبان 1384 - 07:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

داستان سیندرلا مدل ۲۰۰۵

جمعه 29 مهر 1384
گویند در زمان سلطان محمود غزنوی روزی پسر سلطان که کامبیز نام داشت با پژو 206 تیپ 5 خود از خیابان ملاصدرا میگذشت و به سوی سرای برق در دیار قصرالدشت میشتافت که در میان راه به ارابه ای لگن بر خورد کرد که در آن یک بانوی جوان و بسیار زیبا بود و زنی زشت و بد اخلاق آن ارابه را میراند که مادر آن دختر بود و در اثر تصادف آن ارابه که از جنس کدو بود ترکید و به وسط خیابان پاشید و آن مادر و دختر بدون وسیله گشتند و کامبیز از آنها درخواست کرد که آنها را به منزل برساند و از بانوی جوان پرسید که در کدام دیار زندگی میکنند و بانوی جوان تا خواست حرفی بزند آن زن بگفت ما را با تو کاری نیست خسارت ما را بده تا ما برویم و خود بلدیم به منزلگاه برویم و کامبیز کیسه ای اشرفی از داشبورد ماشین در آورد و به آن زن داد و فقط پسر فهمید که اسم آن دختر سیندرلا بود و آنها یک تاکسی سمند گرفتند و برفتند و کامبیز هم تیکافی نمود و دور در جا بزد و به دنبال تاکسی رفت و یه تریپ از بقل ماشینشون که
داشت سبقت میگرفت سیندرلا با زحمت یه لنگه جورابشو پرت کرد تو ماشین کامی وای............. که چه بوی گندی میداد ولی وقتی توی جوراب رو نگاه کرد یه تیکه کاغذ بود با این متن : عزیزم من دوستت دارم این زن نامادری من هست و پدرم در جنگ با گلادیاتورها در رکاب سلطان محمود جان خود را باخت و من ماندم و این زن و دو دخترش که صبح تا شب دنبال بزم و رفتن به کافی شاپ و سرخاب و سفیداب خود هستند و من استثمار شده ام و بسیار محدود حتی نمیتوانم سمت تلفن بروم بیا و من را نجات بده ............
کامبیز داشت نامه را میخواند که با صدای مهیببی به خود آمد او به ستون تخت جمشید برخورد کرده بود و دیگر ماشینش راه نمیرفت و او ماند آنجا تا اینکه یک موش از زیر ستون آمد بیرون و با خشم به کامی نگریست کامی هم زد زیر گریه و داستان رو تعریف کرد موش دلش به حال کامبیز سوخت و گفت من صافکارهستم و به تو کمک میکنم او ماشین کامبیز را درست کرد و سوار شد و گفت بیا من تو را به سرای آنها ببرم خلاصه از کوچه ها و خیابان ها و دریا ها گذشتند تا به انتهای مدرس رسیدند و آقا موشه یه خونه قدیمی رو نشون داد و گفت که سیندرلا اینجاست
به اونجا رسیدیم که اونها یعنی کامی و آقا موشه به یه خونه قدیمی رسیدند ، یه خونه کاهگلی با دیوارهای بلند . زنگ زدند و دخترکی مثل میمون ( دختر خوشگل هم مگه داریم ؟؟ ) در رو باز کرد و تا کامبیز رو دید از خوشحالی کله قند تو دلش آب شد و گفت : جون امری داشتید !!!! کامبیز هم گفت من با سیندرلا کار دارم دخترک گفت مگه من مُردم که تو با اون ایکبیری کار داری ؟ کامبیز هم گفت برو ای دخترک چشم سفید شما با آن دخترک معصوم چه کرده اید ؟ چرا او از خانه فراری شده ؟ آیا پدرتان را کشته است یا مادرتان را لگد کرده ، آن طفل معصوم حتی وقت نمیکند جوراب خود را بشورد باور کنید ماشین من هنوز بوی سگ مرده میدهد !!! من آمده ام تا این دخترک را نجات بدهم و حداقل او را به حمام بفرستم ، شما خیلی بد هستید الهی خاک بره تو چشمتون ( اوا خواهــــــــــــــــــــــــــــر ) دخترک که تا این لحظه ساکت بود به حرف آمد و گفت عزیزم مثل اینکه شما داستان زیاد میخوانی و این سیندرلا رو با سیندرلای تو کتاب اشتباه گرفتی در این لحظه آقا موشه ضربه محکمی بر سر کامبیز کوفت و گفت : خاک تو اون سرت منو سر کار گذاشتی ؟!!!
و دختر که اسمش مهلقا بود گفت ای جوون این دختر که تو دوست داری ۱۲۷.۰.۰.۱ تا دوست پسر داره عزیزم ، میخواهی موبایلش رو بیارم ببینی تو حافظه چند تا پسر داره یا پیامهای کوتاهشو ( اس.ام.اس ) ببین صبح تا شب خانوم تو آرایشگاه و باشگاه بدنسازی ول میگرده بعد از ظهرها خانوم یا پارک ملت میگرده یا سرخه بازار خدا نگه داره ایران زمین و گلستان رو اونجاهارو که آباد کرده....!!!!!
بوی جورابشم ماله اینکه تنبل خانوم سال تا سال جوراباشو نمیشوره !! و تو خیابون دنبال گاگولهایی امثال تو میگرده ، در این لحظه آقا موشه به صورت کامبیز تف میکنه و میگه ای بی غیرت خاک تو ملاجت کنن ..... کامبیز میره تو فکر و راه میافته میره و سوار ماشین میشه که باز میکوبه به دیوار ولی اینبار میپره و از خواب بیدار میشه یه کم چشماشو میماله و میبینه که دیرش شده و باید میرفته سر کار ، اینجوری میشه که کامبیز خان ما بی خیال زن گرفتن میشه ، اگر یه کم به دور و برتون نگاه کنید امثال کامبیز و سیندرلا زیادن فقط باید زرنگ باشید تا گیر همچین سیندرلایی نیفتید


[ جمعه 29 مهر 1384 - 01:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

آشنایی با عنصر شیمیایی زن

جمعه 22 مهر 1384
نام عنصر: زن

وزن اتمی : ۶/۵۳كیلوگرم در حالت استاندارد-اما دارای انواعی از ۴۰ تا ۲۰۰ كیلوگرم.



خواص فیزیكی

۱- شكل ظاهری: سطح آن معمولا با لایهای از مواد رنگی پوشیده شده است.

۲- نقطه جوش وانجماد: بی دلیل و ناگهانی جوش می آورد؛بی دلیل و ناگهانی منجمد می شود.

۳-مزه: در صورت كاربرد نادرست-به شدت تلخ است.

۴- تغییر پذیری: بی نهایت

۵- ضربه پذیری: صفر



خواص شیمیایی

۱- میل تركیبی شدیدی نسبت به طلا-نقره و مجموعه ای از سنگهای قیمتی دارد.

۲- مقادیر زیادی از مواد گران بها را جذب میكند.

۳- ممكن است بی دلیل و ناگهانی منفجر شود.

۴- بیشترین میزان اكسید كنندگی پول را دارد.



كاربردهای معمول

۱- در شرایط عادی خنثی است.

۲- در برخی موارد زینت است.

۳- از قوی ترین مواد پاك كننده است.




[ جمعه 22 مهر 1384 - 04:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

با ما دات کام شوید

سه شنبه 19 مهر 1384

دوستان عزیز ارمغان جدید جوکسرا برای دوستانی که به پیشرفت فکر میکنن

دوستانی که مایل به تاسیس سایت و یا وبلاگ دات کام دارند توجه کنند

سیستم هاستینگ و دامین جوکسرا  با قیمتهای مناسب و امکانات غیر قابل  رقابت راه اندازی شد

مژده ای که ما جهت افتتاح سرور خود به بازدید کنندگانمان میدهیم ۱۰ در صد تخفیف در قیمت هاستینگ میباشد

برای دات کام کردن وبلاگ خود فقط ۲۵۰۰۰ تومان پرداخت کنید  و از امکانات راه اندازی وبلاگ توسط برنامه ورد پرس که برنامه ی مقتدری است استفاده نمایید و دیگر نگران آپلود عکس یا خرابی میهن بلاگ یا پرشین بلاگ نباشید اگر برای وبلاگ خود هاست بیشتری نیاز بود با پرداخت اندکی بیشتر فضای شما را اضافه میکنیم و فضا برای سیستم های وبلاگ ۵۰ مگابایت میباشد

  

 

Domain

 name for .com .net .org =8000 toman

مشخصات:

كنترل پنل  Cpanel10

Fantastico (برنامه های آماده برای نصب بایك كلیك )

Dual CPU 2.4

Ram 512MB

برای سفارش ویا هرگونه سوال در این مورد ایمیل و شماره ی تماس یا ایدی یاهو خود را به صورت پیغام خصوصی در قسمت نظرات مطرح کنید

 

نوع

B/W

subdomain

My SQL

Mail

FTP

Price(T)

50MB

1GB

2

20

20

1

15000

100MB

2GB

4

40

40

2

27000

200MB

4GB

8

80

80

4

50000

500MB

6GB

100

U/L

U/L

10

80000

1000MB

12GB

200

U/L

U/L

30

100000

 

 



[ سه شنبه 19 مهر 1384 - 09:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

جوک

شنبه 16 مهر 1384

۱- سیگاریه میره لباس فروشی،‌ میگه:‌ ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:‌بعله.  طرف میگه: بی‌زحمت دونخ بدین.

۲- یه تركه هر شب جمعه میرفته سرخاك پدرش فاتحه میخونده.بعدازچندی خسته میشه یه سایت تو اینترنت بنام پدرش باز میكنه وهرشب جمعه فاتحه رو برای باباش ایمیل میكنه.

۳- دوتا ماشین با هم تصادف میكنند و از اتفاق یكیشون ترك بوده. افسر میاد و از تركه میپرسه كدومتون مقصر بودید ؟ تركه میگه والله من خواب بودم ندیدم كی مقصر بوده ها .

۴- چه جوری یه ترک رو شناسایی کنیم ؟؟؟ ۱- اگه دیدی یه بابایی کاپشنش رو کرده زیر شلوارش . شلوترش رو هم تا دم دهنش کشیده بالا بدون ....... ۲- اگه دیدی یه بابایی ساعت ۸ شب ۴۰ تا نون بربری زیر بغلشه بدون ....... ۳- اگه دیدی یکی تو کافی نت داره با یاهو هلپر چت میکنه بدون یارو ....... ۴- اگه دیدی طرف تو اتوبان ترمز دستی گشیده بدون ........ ۵- اگه دیدی طرف RD داره پشتش نوشته GLX بدون ........ ۵-  اگه دیدی طرف سیگارش رو میندازه زیر پای چپش بعد با پای راستش خاموشش میکنه بدون ........ ۶- اگه دیدی کسی تا آخر این نوشته رو میخونه بدون طرف ترکه !!!

۵- یك ترك از زندان بیرون میاد. دوستانش از وضعیت در زندان ازش سوال میكنند وضعیت زندان چتور بوده میگوید ای بابا توی زندان شكنجه های روحی و جسمی میدادند دوستش سوال میكنندجسمی چی بوده میگوید با شلاق مارا میزدند پس روحی چیه میگوید نون بربری اون بالا اویزون میكردنند.

۶- ترك میره قهوه خونه میگه یك فنجان قهوه چنده.مرده میگه 500 تركه میگه شكرش چنده و مرده میگه مجانی و تركه میگه پس 2 كیلو شكر بده.



[ شنبه 16 مهر 1384 - 10:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

سه شنبه 12 مهر 1384

۱- ترکه زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدیندپلیس ۱۱۰ به ترکه می گه ببخشید شما ترکین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید.

۲- غضنفر دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش میگه: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌كرد.

۳- به تركه میگن علی یارت میگه ما تیممون تكمیله یار خودتون.

۴- از غضنفر می پرسن؟ از چه شبکه ای خوشت می آد؟ می گه: ازشبکه سه، می پرسن؟واسه چی؟ می گه: چون عکس ۳ تا بربری روش هست.

۵- از غضنفر می پرسن؟ چه طوری ترک شدی ؟می گه: اولش تفریحی بود.

۶- غضنفر تلویزیونو روشن می کنه، می بینه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلویزیونو خاموش می کنه،می بوسه و می ذاره رو تاقچه.

۷- تركه پسرش رو میفرسته ژیمناستیك، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینكه پیشرفت كنه هی داره پسرفت می‌كنه. یك روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرك استفاده می‌كنند.

۸- یك گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌كردند، اول مغز یك آمریكاییه رو باز می‌كنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الكترونیك و كامپیوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الكترونیكی. خلاصه می‌ترسن دست به یك چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یك ژاپنیه رو باز می‌كنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریكاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه یك تركه رو باز می‌كنند، می‌بینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌كنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌كنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌كنند، یهو گوشای تركه میافته!

۹- تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم.

۱۰-  تركه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!



[ سه شنبه 12 مهر 1384 - 10:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جملاتی از بد بختی های ازدواج و زن داری

پنجشنبه 7 مهر 1384

یه بنده خدایی میگه که :  من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم  همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمیکنه

یه فلک زده هم میگه همسر من همیشه از دو تا چیز ناله میکنه  یکی اینکه لباس کافی برای پوشیدن نداره یکی اینکه جای کافی برای لباساش تو خونه نداره

یه بنده خدایی میگه  مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن   یکی اینکه  پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه ( بابا منکه نمیگم اینجوری نگام میکنید)

و در اخر

سقراط میفرماید :

وقتی شما ازدواج میکنید ؛ اگر همسر خو بی گیر تان بیاید آدم خوشبختی خواهید بود

اما اگر همسر نا جوری نصیب تان بشود بدون شک فیلسوف خواهید شد

حالا هر کی جرات داره زن بگیره اینا رو داشته باشین تا خاصیت های شیمیایی عنصر زن رو هفته بعد بگم براتون



[ پنجشنبه 7 مهر 1384 - 05:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

جوک به جز ترکی

دوشنبه 4 مهر 1384
  

سلام به همگی این دفعه می خوام از ترکا جک نگم اما برای پیدا کردن این جوک ها خیلی وقت گذاشتم هرچی پیدا میکردم مال این ترکای ..... بود.

۱- یه روز یه لره می میره .برای سوال جواب 62 تافرشته میان با لای سرش !! 2 تا شون نکیر و منکر بودن 60 تای دیگه سوال ها رو تفهیم می کردن به لره !!!

۲- به لره میگن 3 تا شخصیت لر نام ببر. میگه : سوفیا لوره, لورل هاردی, هیتلر!

۳- توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکپتری میزده لره جو می گیرش آرپیجی میزنه!

۴- یک روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد کمکش!

۵- لره  می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه: ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم.

۶- لره توی اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای راننده واسه كی داری رانندگی می‌كنی؟! اینا که همه خوابن!

۷- لره داروخونه داشته، یك روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سو‍سكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون!  لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

۸- لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میكرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!

۹-یه روز یه بنده خدای کردی رو می‌برن جهنم فرداش می‌بینن هیچکس اونجا نیست. تحقیق که می‌کنن می‌فهمن کرده همرو قاچاقی برده بهشت!

۱۰- به لره می گن مییونی داداشت H.I.V (توضیح : مخفف اسم ویروس ایدز ) گرفته میگه : نه بابا اون که تا دیروز  glx داشت .



[ دوشنبه 4 مهر 1384 - 12:09 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

چهارشنبه 30 شهریور 1384

 به نام خدا

۱-از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!

۲-عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!

۳-ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!

۴-ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!

۵-از ترکه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ین که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن!

۶-ترکه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!

۷-ترکه کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!

۸-ترکه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!

۹-میخواستن الهی قمشه‌ی رو ترور کنند، تو سشوارش بمب میگذارن!

۱۰-تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: یلده قربان این یک آآدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!



[ چهارشنبه 30 شهریور 1384 - 10:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جوک

سه شنبه 29 شهریور 1384

۱- تركه داشته بچشو نصیحت می‌كرده، میگه پسرم اگه خواستی زن بگیری از فامیل بگیر، نیگا كن، مثلا داییت زن داییتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم

۲- یك هواپیما تو تبریز سقوط می كنه تیم جستجو روز اول 400 جسد رو پیدا میكنن , روز دوم 600 نفر رو پیدا میكنن , روز سوم 1000 نفر رو پیدا میكنن . خبر به تهران می رسه از تهران بازرس ویژه می فرستن برای بررسی , می بینن كه هواپیما تو قبرستان سقوط كرده بوده

۳- به تركه میگن بچت حشیش می‌كشه میگه حشیش چیه؟ میگن یه چیزیه كه آدم می‌كشه و میره تو فضا. شب پسرش میاد خونه و تركه بهش میگه اصغر حشیش می‌كشی؟ پسره میگه نه بابا چطور مگه؟ تركه میگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا دیدنت!

۴- یه روز تلوزیون اردبیل راز بقا نشون میداده که توش چند تا خر میریزن سر یه شیر و شیر رو میکشن ...تلوزیون اردبیل هم سرود ورزشکاران...دلاوران ... رو پخش میکنه

۵- به یه ترکه میگن : « برو یه روزنامه کیهان یا اطلاعات بخر » بعد یک ساعت دیدند ترکه سر یک خر را گرفته و با خودش می آرد .
با تعجب پرسیدند : تو رفتی کیهان بخری این چیه ؟
گفت : راستش کیهان و اطلاعات نبود . منم « همشهری » خریدم

۶- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟

۷- به ترکه میگن خدا چیه ؟ میگه خدا خیلی خوبه و مهربونه و آفریننده ی این جهانه . ما که خیلی دوستش داریم . ابوالفضل نگهدارش باشه

۸- ترکه به دیواره اتاقش عکس یه گوره خر زده بودیه روز دوستش بهش میگه این عکی کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

۹- از تركه میپرسن: میگذاری پسرت بره دانشگاه؟ تركه میگه: آره، به شرطی كه به درسش لطمه نزنه!!!

۱۰- تركه میره پرچم ایران بخره میگه :اقا یه پرچم ایران بدین مرده میاره تركه میگه ببخشید رنگ دیگشو ندارید؟



[ سه شنبه 29 شهریور 1384 - 12:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک واسه ترکای بدبخت

جمعه 25 شهریور 1384

                                                   به نام خدا

۱-ترکه سوار الاغ داشته میرفته.هر که به او نگاه میکرده میگفت:چیه خر دو طبقه ندیدی.....

۲-تهرونیه و رشتیه و اصفهونیه میرن قهوه خونه ، سه تا نسكافه براشون میارن تو هر كدوم یه سوسك افتاده بوده ، تهرونیه نسكافه رو می ریزه دور ، رشتیه سوسك رو در میاره نسكافه رو میخوره اصفهونیه سوسكو میاره بیرون میگه یالا هر چی خوردى بریز سر جاش

۳-تركه میمیره، باباش رضایت نمیده!

۴-تركه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟

۵-زنِ تركه دو قلو میزاد،‌ تركه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب كنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

۶-تركه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینكه به نفر اول جایزه میدن. تركه یوخده فكر میكنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

۷-تركه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره

در  ضــــمن بـــه امیــــــن تبریــــک مــی گــــم که دانشـــــــــگاه  قبول شــــــــــد.



[ جمعه 25 شهریور 1384 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

خاصیت های مردها زنها نخونن

چهارشنبه 23 شهریور 1384
مردها مثل « مخلوط كن » هستند: در هر خانه یكی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد
 
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند: حتی یك كلمه از چیزهائی را كه میگویند نمیتوان باور كرد
 
مردها مثل « كامپیوتر » هستند: كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند
 
مردها مثل « سیمان » هستند: وقتی جائی پهنشان میكنی باید با كلنگ آنها را از جا بكنی
 
مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند: همیشه به شما میگویند كه چه بكنید و معمولاً اشتباه می گویند
 
مردها مثل « جای پارك » هستند: خوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی كه باقی مانده اند یا كوچك هستند یا جلوی درب منزل مردم
 
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند:  . بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند
 
مردها مثل « باران بهاری » هستند: . هیچوقت نمیدانید كی می آیند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع میشود
 
مردها مثل « پیكان دست دوم » هستند:   ارزان هستند و غیر قابل اطمینان
 
مردها مثل « موز » هستند :. هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند
 
مردها مثل « نوزاد » هستند: در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز كردن و مراقبت از آنها خسته می شوید

از وبلاگ رفیق شفیقم  داش حمید گل با اسم توریست وبلاگش اون بغل هست ببینید



[ چهارشنبه 23 شهریور 1384 - 11:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

جوک

دوشنبه 21 شهریور 1384

۱- ترکه میره مشهد حرمو که می بینه می گه: یا امام رضا با این همه طلا چرا هشتم شدی

۲- شباهت ترک دانا با دایناسور در اینه که هر دو تاشون منقرض شدن

۳- یه روز به ترکه می گن : دو دو تا میگه : ۴ تا می گن :اه اه جکو خراب کردی رفت

۴- تر که کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش می گه باید پیاده روی کنی چند روز بهد ترکه زنگ می زنه مطب دکتر می گه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه

۵- ترکه می میره روحش لا پنکه گیر می کنه

۶- لره با ترکه دعواش می شه لره یه سنگ بزرگ برمی داره پرت می کنه ترکه می پره هد می زنه

۷- ترکه می ره مسابقه قرآن خوانی سوره بنی اسرائیل بهش می افته انصراف می ده

۸- ترکه می ره تو دل طبیعت هضم می شه

۹- ترکه جونش به لبش می رسه تف می کنه

از اینکه دیر آپ شد شرمنده



[ دوشنبه 21 شهریور 1384 - 04:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

دوشنبه 14 شهریور 1384

                                                       به نام خدا

۱-از غضنفر می پرسن؟ چی شد معتاد شدی؟
می گه: با دوستام قرار گذاشتیم، روزهای تعطیل با هم یه بست بزنیم. زد و امام رحلت فرمودن، دو هفته تعطیل .

۲-به یارو می گن: این همه سیگار کشیدی، به چی رسیدی؟ می گه: به فیلترش.

۳-غضنفر بنز الگانس برنده می شه، می فروشه و الاغ می خره.

۴- به یه بسیجیه میگن دو دوتا چند تامیشه میگه هرچی رهبر بگه.

۵-به غضنفر می گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز،

می گه : عرط شکوفه داری...مثل گل بهاری!!!

۶-به غضنفر می گن با "بالش" جمله بساز.
می گه : ما رفتیم خونه . تفنگ رو برداشتیم . رفتیم شکار پرنده . زدیم تو بالش !!!
بهش می گن : بابا . با این بالش نه ! اون یکی بالش !
می گه : آها ... ما رفتیم خونه . تفنگ رو برداشتیم . رفتیم شکار پرنده . زدیم تو اون یکی بالش!!!
بهش می گه : آقا اصلاً بالش رو ول کن . برو با تشک جمله بساز .
می گه : ما رفتیم خونه . تفنگ رو برداشتیم . رفتیم شکار پرنده .
بهش می گن : پس تشک چی شد ؟
میگه : وایستا گضیه داره ... تا او مدیم پرنده رو بزنیم ""تو شک"" موندیم بزنیم تو این بالش یا اون بالش!!!

۷-به غضنفر میگن با اتوبوس جمله بساز میگه اتو بوس کردم لبم سوخت..........

منو ببخشید که دیر وبلاگ آپدیت شد . حالا امید وارم که منو ببخشید.





[ دوشنبه 14 شهریور 1384 - 10:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جوک

یکشنبه 6 شهریور 1384

                         به نام خدا

۱-یه بار یه ترکه می خواست پشتشو بخارونه دستش نمی رسید زیر پاش آجر گذاشت.......

۲-یه بار یه ترکه پدرشو میکشه ازش میپرسن چرا پدرتو کشتی میگه اخه این اواخر به مادرم بد نگاه میکرد..........

۳-یه بار  یه ترکه پوست موز میبینه پیش خودش میگه باز باید زمین بخوریم......

۴- یه بار یه ترکه میفته تو جوب واسه این که ضایع نشه صدای قوطی میده..........

۵-یه بار یه ترکه تو خیابون زمین می خوره میخوره واسه این که ضایع نشه بقیه راه رو سینه خیز میره...............

۶- یه بار یه ترکه جلو دوست دخترش زمین میخوره واسه این که ضایع نشه میگه حرکتو داشتی.............

۷-یه بار یه ترکه با عربه دعوا میگیره و یهش فحش میده...ترکه هم مدام میخنده. ازش می پرسن چرا میخندی؟ میگه  من بهش فحش میدم اون واسم قرآن میخونه........

۸-تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش میزارن خود داریوش میاد چهارم میشه.......



[ یکشنبه 6 شهریور 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

خواستگاری خر

پنجشنبه 3 شهریور 1384

خره آمد به سوی مادر خویش

بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری

اگر تو بچه ات را دوست داری

خره مادر بگفت ای پسر جان

تو را دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل

یكی را  كن نشان چون نیست مشكل

خر از شادمانی جفتكی زد

كمی عر عر نمود و پشتكی زد

بگفت مادر به قربون نگاهت

به قربان دو چشمان سیاهت

خره همسایه رو عاشق شدم من

به زیبایی نباشد مثل او خر

بگفت مادر برو پالان تنت كن

برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسوم زمانه

شدند داخل به رسم عاقلانه

2پالان خریدند پای عقدش

چقدر خر بودن

به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یك طویله

همان طور كه رسم است در قبیله

خر عاقد كتاب خود بگشود

وصل عقدشان را بنمود

دوشیزه خر خانم آیا راضیه؟

به عقد این خر خوشبخت در آیه؟

یكی از حاضران گفتا به خنده

عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر پرسید

كه خر خانم سرش یك باره جنبید

خران عر عر كنان شادی نمودند

به یونجه كام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی

اینو یه فردی به اسم جوجوی عزیز فرستاده منم گذاشتم که همه استفاده بکنن

 جوجو جونم دستت درد نکنه

 



[ پنجشنبه 3 شهریور 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [شعر طنز , ] [+]


لینک باکس فان فارسی ...


صفحات :
... 3 4 5 6 7 8