تبلیغات
.::جوک سرا::.

 .::جوک سرا::.

 

اکتشافات و اختراعات تاریخی

شنبه 13 اسفند 1384

اكتشافات و اختراعات تاریخی:

مرد كلمه را كشف كرد و مكالمه اختراع شد....!

زن مكالمه را كشف كرد و شایعه اختراع كرد...!

مرد قمار را كشف كرد و كارت های بازی اختراع شد...!

زن كارت های بازی را كشف كرد و جادوگری اختراع كرد...!

مرد كشاورزی را كشف كرد و غذا اختراع شد...!

زن غذا را كشف كرد و رژیم غذایی اختراع كرد...!

مرد دوستی را كشف كرد و عشق اختراع شد...!

زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد...!

مرد تجارت را كشف كرد و پول اختراع شد...!

زن پول را كشف كرد و خرید كردن را اختراع كرد...!

از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را كشف و اختراع كرد...!

ولی زن همچنان مشغول خرید بود...!

به كسی كه بر نخورد ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

هی می خوام جك نگم اما مثل اینكه اگه جك نگم انگار چیزی نگفتم

۱-    یه تركه زنگ می زنه به تاكسی تلفنی میگه : آقا ماشین دارین،طرف می گه آره ، تركه هم میه خوش به حالتون ما كه نداریم

۲-      به یه تركه می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

۳-     به یه برره ای میگن (سی ان جی ) مخفف چیه ، می گه سوخت نداریم جیگر

۴-     تو تبریز می بینن كه بعد از چهارشنبه سوری بیشتر آسیب دیده ها سرو دست و پا شكسته ها هستن تعجب می كنن میرن تحقیق می كنن می بینن تركا آتیش رو كنج دیوار روشن كردن بعد می خاستن از روش بپرن می خوردن به دیوار

و در آخر چون احتمالاُ این آخرین آپ من در سال جاری باشه پیشاپیش سال جدید را به همه ی شما تبریك میگم



[ شنبه 13 اسفند 1384 - 07:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [متن طنز , ] [+]

جوک

سه شنبه 9 اسفند 1384

به نام خدا

اینم چند تا جوک جدید

۱- یارو رفته بوده سینما ، دماغشو در میاره ، می بینه جایی نداره بماله ، می ماله دست بغلیش می گه آقا ! اینو دست به دست بده برسه به دیوار   

۲- سه تا تهرونی تو یه قهوه خونه سر به سر یه تركه كه اونجا كار می كرد می ذاشتن ، بعد از یه مدت ، پشیمون می شن و می گن بابا بسشه ، دیگه اذیتش نكنیم ، جمع می شن و می رن پیش تركه ، می گن آقا شرمنده ، ما دیگه اذیتت نمی كنیم و این صوبتا
تركه می گه : حتما ؟ دیگه اذیتم نمی كنین ؟ گیر نمی دین ؟ متلك بارم نمی كنین ؟
اونام می گن : نا دیگه ! از این به بعد رفیقیم
!!!تركه می گه : باشه  پس منم دیگه نمی شاشم تو چایی هاتون

۳- یه دهاتی تو دهشون خرشو گم می كنه و هر چی می گرده پیداش نمی كنه ، آخرش می ره شهر كه دنبال خرش بگرده ، تا شب دنبالش می گرده باز پیداش نمی كنه ، هوا تاریك بوده و نمی تونسته برگرده دهشون ، تصمیم می گره شب رو تو یه مسافرخونه بمونه ، هر جا می رفته جا نداشتن ، تا اینكه خسته و كوفته می رسه به یه مسافرخونه ، كلی التماس می كنه ، صاحب مسافرخونه دلش می سوزه ، می گه باشه ، بیا برو اتاق شماره 27 ، مال یه زوج جوونه ، الان نیستن ، شب دیروقت میان ، زیر تختشون بخواب ، صبح هم تا بیدار نشدن پاشو جیم شو ، اونم میره و . نصف شب فكر خرش بوده و خوابش نمی برده ، دختر و پسره هم اومده بودن . رو تخت پسره دختره رو می گیره بغلش ، می گه : عزیزم من تو چشای تو همه دنیا رو می بینم . یارو دهاتیه از زیر تخت داد می زنه : عمو! خوب نیگاه كن ببین خر مارو اونجا نمی بینی؟؟؟

 

۴- !!!رشتیه می ره نجاری ، می گه آقا یه كمد بساز اصغر آقا توش نباشه 

۵-    یارو با خدا قهر كرده بوده ، می ره سر نماز ، می گه دو ركعت نماز صبح می خونم به كسیم ربطی نداره

۶- !به یارو می گن با گوهر جمله بساز ، می گه : تو گه هر  وقت منو می بینی می گی جمله بساز

۷- یارو با 206 مسافر كشی می كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام می رفته ، اولی می گه : آقا خیلی داری تند میریا
راننده می گه : تا حالا 206 داشتی ؟ یارو می گه : نه ، راننده می گه : پس خفه شو
دومی می گه : آقا خیلی خیلی داری تند میریا ، باز راننده می پرسه تاحالا 206 داشتی ؟ اونم می گه : نه ، باز راننده می گه : تو هم خفه
همین جوری می گفتن كه خیلی تند می ری و اینا ، تا اینكه پنجمی می گه آقا زیادی داری تند می ری ها
!!!راننده می پرسه : تاحالا 206 داشتی ؟ می گه : آره ... می گه پس بگو ترمز ش كجاس

۸- یه روز یه نفر می ره جهنم ، می بینه همه دارن می زنن می رقصن ، می گه چه خبر شده؟
یكی از جهنمیا داد می زنه : پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده

۹- یه روز خدا میاد به مالا نصرالدین می گه : بیا چند روز جای من كار كن ، اونم میاد و خدا هم دكمه هارو یادش می ده ، كه اینو بزنی بارون میاد و این یكی رو بزنی باد میاد و اینا ، یه دكمه هم نشونش می ده می گه اینو بزنی قیامت می شه
اونم شروع می كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر می ره و دكمه قیامت رو می زنه و قیامت می شه
اول حضرت علی میاد ، می گه تو خیلی آدم كشتی برو جهنم
همینطور پیش می ره و می رسه به حضرت مهدی ، می بینه تو دفتر حضور غیابش زیاد غیبت داره
!!ملا نصرالدین می گه : تو برو با اولیات بیا

یا حق



[ سه شنبه 9 اسفند 1384 - 03:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

فارسی دبستان بومی سازی میشود (تهشه )

پنجشنبه 4 اسفند 1384

قرار شده که درس فارسی برای دوره ابتدایی بومی سازی بشه و هر کس بسته به شهر خودش ادبیات خاصی داشته باشه (خبر واقعی)

حالا تکه ای از یک صفحه کتب مختلف این پایه رو میخونیم

مشهد : آن مرد با شمع آمد

اصفهان : آن مرد پول دارد

آبادان : آن مرد با ریبن آمد

شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد

سنندج: آن مرد سیبیل دارد

زاهدان : آن مرد را کشتند

رشت : آن مرد رفت بابا آمد Smiley

و در ضمن یک توصیه بسیار مهم از طرف گروه جوکسرا برای آقایان متاهل :

آقایون محترم حتما همیشه یک عکس از خانمشون توی کیفشون بزارن تا اگر براشون مشکلی پیش اومد با نگاه کردن به اون عکس اعتماد به نفسشون بیشتربشه چون یادشون میاد که مشکل اصلی و مهم رو تو خونشون دارن و اینجوری زود خودشونو نبازن Smiley

من با جمله آخرم میدونم که سپیده دم فردا رو نمیبینم چون .... اخه میدونید چیه ؟ (نترسید بابا زنا نمیتونن با من کاری کنن) من همیشه خوابم سنگین بوده سپیده دم رو ندیدم Smiley



[ پنجشنبه 4 اسفند 1384 - 10:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

پشت نوشته های کامیون ها و ماشین های سنگین

دوشنبه 1 اسفند 1384

سلام

چند روز پیش تو راه دانشگاه (دانشگاهی که من میرم یه شهر بعد از شهر خودمونه) پشت ماشین ها رو نگاه میکردم دیدم خیلی مطالب قشنگی نوشته تصمیم گرفتم اون مطالب رو این جا بنویسم شاید خوشتون بیاد ( که معمولا هم پشت ماشین های بزرگ نوشته بود ).....

۱-  به حرمت اشک مادر توبه کردم

۲- یا ضامن آهو

۳- دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

۴- بوق نزن شاگردم خوابه

۵- بی تو هرگز ........با تو؟؟؟؟؟ عمرا

۶- از عشق تو لیلی.............رفتم زیر تریلی

۷- اگه میتونی این تابلو رو خوب بخونی یعنی فاصلت خیلی کمه فاصله رو رعایت کن (که اینو پشت یه تریلی دیدم)

۸- دنبالم نیا اسیر میشی

۹- گشتیم نبود ......نگرد نیست 

۱۰- سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده

۱۱- اشکالی نداره منم یه روز بزرگ میشم (پشته یه مینی بوس بود)

۱۲- غصه نخور جوجه خاور..........بزرگ میشی بنز تک میشی

۱۳- رادیات عشق من از بهر تو آمد به جوش..........گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

۱۴- قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به وجود آمد مادر

۱۵- منمشتعلعشقعلیمچهكنم (من مشتعل عشق علیم چه كنم)



[ دوشنبه 1 اسفند 1384 - 11:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [متن طنز , ] [+]

اس ام اس های جدید

پنجشنبه 27 بهمن 1384

سلام سعی میکنیم اس ام اس های جدیدو جمع کنیم و به دوستان ارایه کنیم  خوشحال میشیم دوستان هم در داشتن اس ام اس های جدید تر ما رو یاری کنند

۱-وقتی فهمیدم کاندیدای شدی
خیلی خوشحال شدم
حتما خیلی هم خرج کردی؟
راستی چقدر پول دادی تا عکستو رو همه قوطی های شیر زدن؟

۲-یه روز تركه یه شماره تلفن پیدا میکنه زنگ میزنه میگه: ببخشید آقا من شمارتونو پیدا کردم آدرس بدید براتون بیارم
۳-زندگی مربعی است که هر سه ضلع آن عشق و محبت است
۴-یه تركه مبایل می خره صفرشو می بنده!!!
۵-ترکه با لره مشرف میشن حج.دم کعبه.ترکه میزنه زیره گریه میگه:خدایا چرا مردی؟ لره با آرنج میزنه به پلوش و میگه
آخه الاغ خدا که نمیمیره...
شهید می‌شه
۶-تركه رو میبرن زیر سوال له میشه
۷-ترکه میره تو فکر با جرثقیل درش میارن
۸-بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم



فکر نکن به یاد تو بودم . کار نداشتم . ول می گشتم
۹-لره دوزاری سیاه پیادا میكنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه: الو آفریقا
۱۰سیر  با پیاز دعوا میکنه
سیره میگه که حیف که سیرم وگرنه میخوردمت
-دو تا هم شعر در وکنیم  :
۱-گلی گم کرده ام در باغ هستی ----------- خودتو لوس نکن  اون گل تو نیستی
۲-خری گم کرده ام با بار کاشی -----------اس ام اس میزنم شاید تو باشی


[ پنجشنبه 27 بهمن 1384 - 03:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [SMS , ] [+]

تشکر از تمام دوستان

سه شنبه 25 بهمن 1384

با عرض سلام خدمت تمام دوستان

اخیرا مشاهده شد كه گروهكی تروریستی با نام نانو (ناتاشا-نوشین)اقدام به حركات نا به هنجار جشن های تولد رو برگزار كردند هر چند با بازگشت به موقع من دسیسه هاشون  رو شد و نتونستن به اعمال غیر انسانی خودشون كه دور نگه داشتن من از اینترنت بود برسن كه من به دور از شوخی از جفتشون تشكر فوق العاده دارم كه این مراسم رو تدارك دیدن و باعث شادی من از این جهت كه دیدم همه دوستان قدیمی و جدید در وبلاگ جمع شدند  شدند  از تمامی دوستانی كه با تشریف فرمایی خود روح این تازه گذشته رو شاد كردن هم كمال تشكر رو دارم و در زیر سعی میكنم نام همه اونها رو ذكر كنم

تشكر مخصوصی رو دارم از تیم مدیران سایت گفتگو 

دوست و شریك و برادر بیار خوبم كسری عزیز (ادمین گفتگو )

ایزابل عزیز (سوپرمدراتور سایت )

محمد یكتا (مدیر تالار كامپیوتر) (مدیر سایت كامپیوتر دات كام )

آرش (مدیر تالار دین و سیاست)

مرجان (مدیر تالار آقایان )

مسعود (مدیر تالار موسیقی)و(ادمین سایت گهر چت )

امبر (مدیر تالار خانواده )

و سایر مدیران گفتگو

تشكر دیگری برای تمام كاربران گفتگو

مسعود گودرزی ( زاگرس هاست دات كام )

دربه در گیرل (سارا)

آپاچی (ملیحه)

خشایار (پسر آرش )

احسان خان

اگر فرد دیگری بود من نمیشناختمش تو گفتگو بوده خودش ببخشه

گروه وبلاگ نویسان عزیز كه از قدیم و ندیم با هم بودیم (یاد جوونی به خیر )

كوروش وفادار دلشكسته 

سوداگر

دریا 

ایمان مستشار نظامی (خرس جنگلی )

پونه 

 راز سرگذشت من 

احسان مهر جو 

حمید (پیزا گیتار)

امیر (مثل دریا)

بی نامfrozen ears

نرگس 

مجید 

ممول 

سحر 

پدر (نم نم)

سعید

عروسك

حسین گراتیس

تنها ترین عاشق

امیر (رمس )

نینجا( لینك ازش پیدا نكردم )

تیم جوك سرا :

امین- مهدی عزیز

سایر دوستان :

لی لی – علی – جواد – مجتبی- میثم – الهام  

از تمامی دوستان كمال تشكر رو دارم كه فضای شادی رو به وجود آوردند و قول میدم وبلاگ رو خیلی بهتر از این كه هست بكنم دقیقا نمیدونم ولی فكر كنم همین روزا وبلاگ یك ساله بشه  به همین مناسبت هم برای فصل جدیدی از ارتباطات و همكاری ها وبلاگ ما با وبلاگ های بالای 500 بازدید روزانه آمادگی تبادل لینك رو دارد

 

 کمال احترامات امیر درویش (کد خدا )

 

 

 

 

 

 

 



[ سه شنبه 25 بهمن 1384 - 06:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

تبریک

یکشنبه 23 بهمن 1384

به نام خدا

سلام به همگی

اول باید به آق امیر یه تبریک ویجه بگم (واسه تولدش )(ساعت خواب) و ازش به خاطر دیر تبریک گفتن عذر می خوام.چند وتی بود که نوریس وانس تو پیجینگ بودم.

در ضمن ایام محرم را تسلیت می گم و دهه فجر رو تبریک (با اینکه تموم شدن)

مسابقه

۱ـ فرق پیاز با نیکبخت واحدی در چیست؟

الف ـ فرقی نفوکوله!  ب ـ پیاز بو داره نیکبخت هم!   ج ـ هیچ شباهتی به هم ندارند! د ـ در ژل داروگر!

۲ـ رئیس جمهور ساحل عاج کیست؟

الف ـآرنولد شوارتزنگر  ب ـ علی دمبه!   ج ـ سیاوش قمیشی   د ـ هر چهار مورد!

۳ـ زن و شوهر دعوا کنند ..........................

الف ـ بم زلزله میشه.ب ـقورباغه ابوعطامیخونه. ج ـبچشون بدنساز میشه! د ـ هیچ کدام!

۴ـ چرا زمین دور خورشید می گردد؟

الف ـ چون عاشقشه! ب ـ پس بیاد دور سر من بگرده! ج ـچون اسکوله! د ـ سرگیجه داره!

۵ ـ نویسنده کتاب بینوایان کیست؟

الف ـ رونالدینیو!  ب ـ کیانوش استقرار زاده!  ج ـ خانم مارپل!   د ـ کرستف کلمب!

راستی حرف سیاسی

انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

و حرف آخر

همه جای ایران سرای من است .



[ یکشنبه 23 بهمن 1384 - 10:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [مدیریت , ] [+]

بدون شرح

سه شنبه 18 بهمن 1384

سلام به روی ماه همگی

تا کدخدا نیست من و ناتاشا حرفای در گوشیمون رو بزنیمSmiley

برید عقب فعلا که خبری نیست

بابا فعلا خبری نیست برید عقب مگه صف کوپونه اینجا؟؟!!؟؟

خواهش میکنم برید عقب اول باید قانون ورود به وبلاگ خونده بشه

- اول اینکه کسی کیک میگیره که در مراسم شرکت کنه

- دوم اینکه کسی بدون تبریک اینجارو ترک نمیکنه

- سوم اینکه کسی بدون کادو نمیاد

- چهارم اینکه از کوچک تا بزرگ همه تو مراسم مخصوص کیک باید شرکت کنین

امروز......................

نه نمیتونم بگم

ناتاشا تو بگو امروز..................

امروز میخوایم تا کدخدا رسید کیک رو برداریم بزنیم تو صورتش ولی نه بزاریم حالا یک (به عدد یک دقت کنید) شمع هم فوت کنه بعد کیک رو خراب کنیم.

کدخدا برات آرزوی طول عمر همراه با موفقیت و سربلندی میکنیم.

حالا همگی بگین تولدت مبارکSmileySmiley

بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

حالا پاشین که باید کل کیک رو بزنیم تو صورت کدخدا که حسابی حالشو بگیریم.

کدخدا جان تولدت مبارک

امیدواریم با تمامی آرزوهایی که برات داریم چندین و چند سال زندگی کنی

دو دوست – نوشین و ناتاشا

 

 



[ سه شنبه 18 بهمن 1384 - 09:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

ملانصرالدین

چهارشنبه 12 بهمن 1384

سلام این دفعه می خوام از ملا نصرالدین بگم

۱- شب مهتابی ملا در چاه نگاه می کرد ، عکس ماه را در چاه آب دید . پیش خود گفت : ثواب دارد اگر ماه را از چاه نجات دهد . پس قلا بی آورد و در چاه انداخت ، چند دور گردانید ، از قضا قلا ب به سنگ بزرگی در ته چاه گیر کرد . ملا هر چه زور زد نتوانست آن را بالا بکشد ، تا اینکه ریسمان پاره شد و ملا از پشت روی زمین افتاد ، چشمش به آسمان افتاد و ماه را در آسمان دید ، شادی کنان گفت : اگر چه کار پر زحمتی بود و خودم هم زمین خوردم و کمرم درد گرفت ، ولی خوشحالم که ماه را نجات داده ام

۲- دزدی به خانه ملا آمد . ملا تا او را دید توی گنجه پنهان شد و در را بست . دزد همه خانه را گشت و چیز به درد بخوری نیافت . با خود گفت : حتما اشیاء گران قیمت را در این گنجه گذاشته اند . با زحمت در گنجه را از جا کند و به جای اشیاء گران قیمت چشمش به ملا افتاد ، با ترس پرسید : شما اینجا بودید ؟ ملا گفت : چون چیز قابلی در خانه نبود از خجالت شما در گنجه پنهان شدم

۳- روزی ملا برای گردش به کنار دریا رفته بود . تشنه اش شد ، هر چه گشت آب خوردنی پیدا نکرد . ناچار چند کف از آب شور دریا خورد ولی تشنگی اش بیشتر شده به جستجو پرداخت و سرانجام چشمه ای کوچک یافت ، آب سیری از آن خورد و مقداری از آن برداشت و به کنار دریا رفت و در حالیکه آب را به دریا می ریخت گفت :بیخود موج نزن و افا ده نفروش ، کمی از این آب بخور و از شوری و بیمزگی خودت خجالت بکش !!

۴- شخصی پیش ملا آمد و خواهش کرد که ملا کاغذی برای او به دوستش که در بغداد است بنویسد .ملا گفت : دست از سرم بردار که وقت رفتن به بغداد ندارم . آن شخص پرسید : ملا من که نگفتم شما به بغداد بروید ، خواهش کردم که نامه ای از طرف من به دوستم که در بغداد است بنویسید . ملا گفت : تعجب نکنید ، خط من خیلی بد است ، وقتی برای دوست شما نامه بنویسم هیچکس در بغداد نمی تواند خط مرا بخواند و ناچار باید مرا برای خواندن آن نامه به بغداد بفرستید !

این ها رو نوشتم تا یه کم فکر کنید واقعا قدیمی ها  هم با چه چیز هایی سر گرم میشدن نه!

منتظر نظرهاتون هستم



[ چهارشنبه 12 بهمن 1384 - 04:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک

دوشنبه 3 بهمن 1384

سلام بلاخره نوبت من شد البته کم لطفی از خودم بود

۱- خر لنز آبی میزنه میره تو جنگل حیوونا چپ چپ نگاش می کنند میگه هااااااااااا ... چیه آهو ندیدید .

۲- ترکه تو خیابون داشت راه می رفت یه هو یه ماشین بهش میزنه بلند میشه میگه : حلا من هیچی اگه یه آدم بود چی .

۳- تركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه میره دم ورزشگاه آزادی می گه جمیعن صلوات .

۴- تركه به خارجیه میگه : بیبینم ایسمت چیه هان؟؟؟؟خارجیه میگه : جكسون جكسون مایكل جكسون و بعد از مدتی خارجیه از تركه میپرسه خوب اسم شما چی هستش عزیز ؟؟؟؟ تركه میگه : واللا فــــر -فــــر منتها گـــــــــــــضنفر .

۵- روزی عقابی خسته داشت پرواز میكرد كه ناگهان گنجشك آبادانی میرود طرفش میگه كاكاوسعت پرحال میكنی عقابه میگه بروحوصلتوندندارم گنجشكه بازم پیله میكنه میگه كاكاوسعت بالهاروحال میكنی عقابه بازم میگه بروحوصلتوندارم وگرنه میام یه كاری میكنم پرات بریزه گنجشكه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشكه پرشو میروزنه گنجشكه در حال افتادان میگه میگه كاكاهیكل حال میكنی .

۶- تركه همیشه لباس مشكی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشكی می پوشی؟ تركه میگه : آخه من ختم روزگارم!!! .

۷- از ترکه که رشته ی دامپزشکی قبول شده بود پرسیدند: رشته ی شما چیه؟ ترکه اومد کلاس بزاره ،گفت: رشته ی دامپیوتر با گرایش پشم افزار!!! .

۸-تركه با كُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!! .

۹- ترکه ساعت می خره بلد نیست بخونه یه نفر می پرسه ساعت چنده؟ تركه ساعتش رو نگاه میكنه میگه بدوبدو دیرت شده.



[ دوشنبه 3 بهمن 1384 - 08:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

شعری در وصف زن زلیلان

پنجشنبه 29 دی 1384

الهــــی! به مــــــردان در خانه ات!
به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!
 
به آنانکه با امـــــر "روحی فداک"!
نشینند وسبـــــــــــــزی نمایند پاک!
 
به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند!
شب وروز با امــــــر زن می زیند!
 
به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!
ز اخلاق نیکـــــــــوش دم می زنند!
 
به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند!
که در ظـــرف شستن به تاب وتبند!
 
به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!
یلان عوض کــــــــــــردن پوشکند!
 
به آنانکه بی امــــــــــــر واذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریــــــــال!
 
به آنانکه با ذوق وشــــــــــوق تمـام
به مادر زن خود بگویند: مـــام (!)
 
به آنانکه دارند بــــا افتخـــــــــــــار
نشان ایزو...نه!"زی ذی نه هزار"!
 
به آنانکه دامـــــــن رفــو می کنند!
ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند!
 
به آنانکه درگیــــر ســــوزن نخند!
گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند!
 
به آن قرمــــــــه سبزی پزان قدر!
به آن مادران به ظاهــــــــــر پدر(!)
 
الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!
به آن اشک چشمان "ممّد سبیل"(!)
 
به تنهای مردان که از لنگـــه کفش
چو جیــــــــغ عیالاتشان شد بنفش!
 
:که مارا بر این عهـــد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکن برکنـــــــار!
 
به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغ مــــــارا خلاص!
 



[ پنجشنبه 29 دی 1384 - 12:01 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [شعر طنز , ] [+]

به نظرت هوشت خوبه ؟ جواب بده پس !

دوشنبه 26 دی 1384
سوالات
١) چگونه می توان یک زرافه را داخل یک یخچال قرار داد؟

٢) چگونه می توان یک فیل را داخل یک یخچال قرار داد؟

٣) شیر، سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یک گردهمایی فرا می خواند. تمام حیوانات بجز یکی از این حیوانات در این گردهمایی شرکت می کنند. حیوانی که غایب بوده کدام است؟

٤) شما باید از یک رودخانه عبور کنید. این رودخانه محل زندگی تمساحها است. چگونه از آن عبور می کنید؟

پاسخها

١) پاسخ درست این است: در یخچال را باز کنید، زرافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که نباید برای کارهای ساده دنبال راه حلهای پیچیده بگردیم.

٢) دریخچال را باز کنید، فیل را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. این پاسخ اشتباه است، پاسخ درست این است، در یخچال را باز کنید. زرافه را بیرون بیاورید، فیل را در یخچال بگذارید و سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که برای حل مساله، به فعالیتهای قبلی نیز فکر کنیم.

٣) پاسخ درست این است : فیل. چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمایی شرکت کند. این سوال به ما یاد می دهد که در حل مساله نباید فرضیات قبلی را فراموش کنیم.

بسیار خوب! اگر به ٣ سوال اول پاسخ درست نداده اید هنوز یک شانس دیگر دارید.

٤) پاسخ درست این است با شنا از رودخانه عبور کنید. تمام تمساحها در گردهمایی حیوانات هستند و خطری شما را تهدید نمی کند. این سوال به ما یاد می دهد که از اشتباهات گذشته پند بگیریم


[ دوشنبه 26 دی 1384 - 02:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

اس ام اس های توپ ۲۰۰۶

سه شنبه 20 دی 1384

اول سلام

دوم اینا رو اس ام اس وار بخونید فک کنید تو گوشیتونه

 

میلاد خجسته حضرت عیسی مسیح به شما و خانواده محترمتان هیچ ربطی نداره

 

تو در قلب منی
در خون منی
رفتم دکتر گفت انگل داری

 

 

ترکه میره آمپول بزنه زنه بهش میگه شوارتو بکش پایین
ترکه میگه : من خجالت میکشم اول شما

 

به ترکه اس ام اس میرسه با ذوق میخونه فک میکنه جوکه
اما خیط میشه
مثه الانه تو

 

 

تركه داشته از حرم امام رضا عقب عقب میومده بیرون یه هو میخوره به یه چیزی

بر میگرده میبینه نوشته اردبیل 15 كیلومتر

 

 

فارسه به ترکه میگه تو چرا نمیتونی فارسی حرف بزنی؟

ترکه میگه : حضرت سلیمان نیستم که زبون هر حیوونی رو بلد باشم

 

 

تو خری

گاوی

اسبی

گوسفندی

واسه فروش سراغ نداری؟

 

اگر اس ام اس جدید یا جوک جدید داشتین بگین حتما تا به اسم خودتون بزارمش البته اگر قبلا تو وبلاگ نوشته شده نباشه



[ سه شنبه 20 دی 1384 - 06:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [SMS , ] [+]

عشق از دید های مختلف و فرق حموم دختر وپسر

جمعه 16 دی 1384
"عشق از دیدگاه هر کس متفاوت با دیگری است
و حالا چند دیدگاه مختلف :
1 . عشق از دید حاج اقا : استغفر الله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی (جمله عاشقانه: خداوند همه جوانها را به راه راست هدایت کند)

2 . عشق از دید دختر حاج اقا:اه ... خدای من یعنی میشه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم(جمله عاشقانه ندارد)
3 . عشق از دید یه ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول (جمله عاشقانه : اه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)
4 . عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ (همون مشق مورد نظر است!) نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت (جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم )
5 . عشق از دید اصغر کاردی(در زندان): مرامتو عشقه.عشقی ( جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)
6 . عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : اه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی و سرم رو می ذاشتم رو شونه هات.......(جمله عاشقانه دوستت دارم عزیزم)
7 . عشق از دید مادر بزرگها : این حرفای بد و نزن راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و باکمالاتیه تازه تحصیل کردم هست (جمله عاشقانه: بریم خواستگاری )

یك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره

۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش .

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب

یك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

با کمی دخل و تصرف



[ جمعه 16 دی 1384 - 11:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 - 09:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [متن طنز , ] [+]

زن و شوهر کامپیوتری

دوشنبه 12 دی 1384

شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer 



[ دوشنبه 12 دی 1384 - 11:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

یازده

جمعه 9 دی 1384

سلام دوستان چون کسی وقت آپدیت کردن اینجارو نداشت من به عنوان خواهر گل کدخدا با اسم اون دهکده رو ترو تمیز میکنم

امیدوارم کدخدا خوشش بیاد

یادم آن روزی که بودم اولی

ناز و طناز و عزیز و فلفلی

شاه خانه بودم و با داد و دود

هر چه می خواستم آماده بود

وای از آن روزی که آمد دومی

نق نقو و بد ادا و قم غمی

من وزیر گشتم افتادم ز چاه

دومی هم جای من گردید شاه

تا به خود آیم و خود داری کنم

سومی هم آمد و شد خواهرم

دختری زیبا و خوش رو مثل ماه

من و داداشم کشیدیم سوز و آه

جای سبزی و نشاط و خرمی

سر رسید از گردگاه چهارمی

دیگر آن خانه برایم تنگ بود

سبزی و گل در نگاهم سنگ بود

داشتم می کردم عادت ناگهان

پنجمی هم پانهاد در این جهان

بهر سوختن پنج تن کافی نبود

ششمی هیزم شد و من مثل دود

ناصر و شهناز و شهین

احمد و عباس و هفتم شد مهین

ای امان ای امان ای امان

ای امان از دست بابا و مامان

بار دیگر مادرم شد حامله

این که آید تیم فوتبال کامله

ناصر و شهناز و مهناز و شهین

احمد و عباس و فرهاد و مهین

علی مردان و گل معصومه جان

آخریش هم می شود دروازه بان

اگه بی نمک بود به بزرگواری خودتون ببخشید

ارادتمند - ناتاشا



[ جمعه 9 دی 1384 - 01:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [شعر طنز , ] [+]

جوک

پنجشنبه 24 آذر 1384

به نام خدا

آپ دیت ترکوندم

۱- روزی یك مداح برای اجرای مراسم سوگواری وارد مسجدی شد كه سوگواران را تركها و لرها تشكیل میدادند مداح پس از كمی مداحی برای اینكه مجلس عرفانی داشته باشد گفت كه چراغها را خاموش كنید می خواهم همه شما رابه كربلا ببرم وشروع به مصیبت خوانی كرد پس از اتمام مصیبت كه چراغها را روشن كردند متوجه شد همه تركها با ساك یا چمدان نشسته اند پرسید چه شده چرا ساك برداشته اید گفتند خودتان گفتید می خواهم ببرمتان كربلا مداح گفت لرها كجایند گفتند رفتند ترمینال جا بگیرند

۲- به تركه میگن چرا تركی میگه چیه ایدز كه نداریم خوب میشیم

۳- ترکه داشته عین خر تو خیابون داشته میرفته ( با ماشین البته ) پلیس میبینه میگه : بزن بغل ترکه میزنه بغل پلیسه میگه : کارت ماشین ؛ گواهینامه ؛ بیمه

ترکه میگه: چیه باید جمله بسازم؟

۳- یه روز یه اصفهانی رو میگیرن می برن زندان رو میکنه به نگهبان زندان میگه آقا لطفا یه لیوان آب بدید آقاهه محل نمیزاره دوباره میگه حاج آقا لطفا یه لیوان آب بدید باز هم محل نمیزاره. این دفعه میگه کربلایی یه لیوان آب بدید آقاهه میره یه لیوان آب میاره بعد رو به زندانی میگه ازکجا فهمیدی من کربلایی هستم زندانی میگه چون هم کری و هم بلایی

۴- یه روز یه عربه بلیته هواپیما میگیره میره راه آهن سواره اتوبوس میشه با دوچرخه میره خونشون

۵- تركه هزار تومن میندازه صندوق صدقات، تا غروب وامیسته اونجا هركی میاد پول بندازه میگه آقا برو من حساب كردم

۶- تركه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه میبینه نونا دارن میچرخن دست می كونه تو جیبش 25 تومن درمیاره میگه:اقا اینو بگیر نون منم سوار چرخو فلك كن

۷- تركه میره بیمارستان لهجشو عمل كنه.!!!!!!!!!!؟!!!!!!!!!!

۸- تركه مییاد تهران یك دختره رو میبینه بهش میگه: دوست دختر كه میگن شما هستید؟

۹- تركه هر روز می رفته زنگ كلیسا رو میزده در میرفته .اخر پدر روحانی شاكی میشه یك روز پشت در كمین میكنه تا تركه زنگ میزنه خرشو میگیره میگه چیكار داری تركه هل میشه میگه عیسی هست !!!!

۱۰- معلم میگه: پنج تا حیوان درنده نام ببر میگه : دو تا ببر 3 تا شیر !!!

۱۱- یه روز به رشتی می گن چرا پرچم دزدان دریایی عكس یه كله با ضبدر كشیدن؟ رشتیه میگه: اره یعنی خوردن كله پاچه در كشتی ممنوع !!

۱۲- بابای تركه میمیره مجلس ختمش رفقای تركه همه میان بهش تسلیت میگن تركه خیلی احساساتی میشه میگه: به خدا خیلی زحمت كشیدین تشریف اوردین شرمنده كردین ایشاالله ختم پدرتون جبران كنم

۱۳- تركه مییاد تهرون به یه دختره گیر میده میگه اسمت چیه ! میگه پروانه بهم میگن پری ... تركه : منم چرا غعلی بهم میگن لوستر ....

حالا پول ودین



[ پنجشنبه 24 آذر 1384 - 11:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 07:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

بیکاری بد دردیه

شنبه 19 آذر 1384

سلام من میخوام این دفعه جک ترکی نگم اما چون جوک پیدا نکردم ۱۰ تا جک سکوت می کنم:

۱-

۲-

۳-

۴-

۵-

۶-

۷-

۸-

۹-

۱۰-

منتظر نظر هاتون هستم....



[ شنبه 19 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 15 فروردین 1385 - 08:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

روبه بی دست و پای

یکشنبه 13 آذر 1384

یکی روبهی دید بی دست و پای
تعجب نمود و پریدش ز جای
که ای کلمن ، ای روبه پا ندار
تو را دست و پا بوده روزی چهار
کجا کرده ای دست و پاهای خویش
فروختی نمودیش خرج حشیش
چنین گفت روبه به درویش پیر
شکم چون نداری تو ، خرده مگیر
بها کرده ام دست و پا بهر نان
مرا کلیه مانده از من ستان
یکی کلیه پنداری آب زلال
چرا که هنوزش نبردم موال

دوستان من به خاطر نبودنم از همه عذر میخوام این مدت روی سایتم کار میکردم

این سایت برای من و دوست خوبم کسری هست

سر بزنید حتما هم عضو بشید در فضایی صمیمی  دور هم باشیم

http://goftgoo.com

خوشحال میشم اگر عضو شدین به من از طریق نظرات همینجا ایدی تون رو اطلاع بدین

 در كل فروم باز ها بشتابن كه از دست ندن



[ یکشنبه 13 آذر 1384 - 05:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [شعر طنز , ] [+]

تیریپ بیخیالی

چهارشنبه 9 آذر 1384

شرمنده خیلی سرم شلوغ بود نتونستم آپ کنم

اگه یه بار همه 20واحد رو توی یه ترم افتادین !......... بی خیالش

اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده دیگه

اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه

اگه یه دفعه هارد ۱60گیگابایت شما هاپولی هاپو شده!.........پیش میاد دیگه

اگه پرسپولیس قراره از پیكان ببازه !.........ببازه

اگه سر مراسم خواستگاری،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ایشاالله خوشبخت بشه

اگه آمریكا یه موشك اتمی تنظیم كرده درست روی خونه شما !.........مسئله ای نیست

اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6،ساعت 7 رفتین سر كار !.........دقیقا" رفتین سر كار

اگه كفشی رو كه امروز واكس زدین رو همه لگد می كنن !.........تعجبی نداره

اما اگه جوک نگم انگار هیچی نگفتم

۱- یه روز یه ترکه نمیتونسته بچه شو بخوابونه بهش ژل میزنه

۲- ترکه شلوارشو بر عکس می پوشه (زیپش پشتش بوده ) موقعی که می ره بیرون مادرش می بینش میگه قربونت برم که وقتی می ری بیرون انگار داری میای

۳- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور یك شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاكی میشه، میدوه طرفشون كه سرویسش كنه. تركه جنگی میره بالای درخت، میبینه لره همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میكنه. لره یك نگاهی بهش میكنه، میگه: برو بابا! مگه من زدم؟

۴- تر که بی هوا وارد اتاق می شه خفه میشه

۵- به ترکه می گن شما فارس هستین می گه نه بابا چشماتون قشنگ می بینه



[ چهارشنبه 9 آذر 1384 - 08:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 21 مرداد 1385 - 12:08 ب.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]


لینک باکس فان فارسی ...


صفحات :
... 2 3 4 5 6 7 8