تبلیغات
.::جوک سرا::.

 .::جوک سرا::.

 

نوروز 85

چهارشنبه 1 فروردین 1386
با عرض سلام و تبریک سال نو

متاسفانه نوروز 86 برای تیم جوکسرا رنگ و بوی خوبی نداره .امسال جوکسرا دچار فیلترینگ مخابرات و سیستم هوشمند شد و تا به این روز فریاد ما به جایی نرسیده !موج فیلترینگی که با سیستم فیلترینگ هوشمند جدید راه افتاد جوکسرا رو هم در بر گرفت و 4 ماه تا به این روز این کشتی رو به گل نشونده !
ما در این ایام خجسته قول میدیم تمام تلاشمون رو بکنیم تا عزیزان در ایران هم بتونن به راحتی دوباره به وبلاگ دسترسی پیدا کنن که ما هم توفیق خدمتگذاری به دوستان رو داشته باشیم .

از دوستانی که در زمینه رفع فیلترینگ آشنایی بیشتری دارند طلب کمک داریم و میتونید از طریق ایمیل من با ما تماس بگیرید .
Amir.darvish [at] gmail [dot] com
به هر حال امسال نوروز برای این تیم اینگونه رقم خورده و انشالله به زودی میتونیم در خدمت همه هموطنان خوبمون باشیم


هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز




شاد و خرم باشید
امیر درویش


[ چهارشنبه 1 فروردین 1386 - 12:03 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

اس ام اس نوروزی

چهارشنبه 1 فروردین 1386

نوروز مبارک میخواستم برات سبزه بفرستم گفتم میخوریش به جاش اس ام اس زدم

حلول ماه مبارک نوروز بر تمامیه فجر آفرینان عرصه ایثار صلوات  (انجمن نجوم اردبیل)



[ چهارشنبه 1 فروردین 1386 - 11:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

هدیه نوروز

چهارشنبه 1 فروردین 1386

عیدی جالبی از ندا رایانه دیدم ! گفتم برای شما هم بزارمش

به شماره ۳۰۰۰۶۳۳۲ یه اس ام اس خالی بزنید بهتون ۵ساعت اینترنت رایگان میده که تا ۱۵ فروردین اعتبار داره



[ چهارشنبه 1 فروردین 1386 - 10:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [مدیریت , ] [+]

اگه

چهارشنبه 22 آذر 1385

اگه یه بار همه 20 واحد رو توی یه ترم افتادین! ......... بی خیالش
اگه شما رو با نمره 11.99 مشروط كردن! ......... خوب شده دیگه
اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم! ......... بگه
اگه یه دفعه هارد 60 گیگابایت شما هاپولی هاپو شده! ......... پیش میاد دیگه
اگه پرسپولیس قراره از پیكان ببازه! ......... ببازه
اگه سر مراسم خواستگاری، همونجا، عروس خانوم گفت نه! ......... ایشاالله خوشبخت بشه
اگه آمریكا یه موشك اتمی تنظیم كرده درست روی خونه شما! ......... مسئله ای نیست
اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6، ساعت 7 رفتین سر كار! ......... دقیقاً رفتین سر كار
اگه كفشی كه امروز واكس زدین رو همه لگد می كنن! ......... تعجبی نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین! ......... مباركه، عروسی رو كه نمی شه نرفت
اگه کار شما به جایی رسیده كه خودتون به خودتون ایمیل می زنین! ......... اینجوری هم یه صفایی داره
اگه توی انتخاب واحد به شما 13 واحد بیشتر نرسیده! ......... حتماً حكمتی توی اون بوده
اگه بعد از 3 ساعت چت كردن یادتون اومد كه با اینترنت ساعتی 500 تومن وصل شده بودین! ......... مهم نیست
اگه شمعهای كیك تولد شما رو بقیه فوت كردن! ......... لبخند بزنین
اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گیری بلد نبودین! ......... خودتون رو نبازین
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین یكی پشت سرتون وایساده! ......... عیبی نداره بابا
اگه بغل دستی شما سر كلاس كه اتفاقا " كنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو كرد، شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد، خوب بهش نگاه كرد و بعد خیلی آروم زیر میز كلاس دستش رو پاك كرد! ......... نه! این یكی رو شرمنده، آدمیزاد هم یه تحملی داره!



[ چهارشنبه 22 آذر 1385 - 02:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

تفاوتهای بین مردان و زنان

پنجشنبه 25 آبان 1385

آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مرد تا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.

فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.

خواروبار:
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.

لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.

عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."

اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود



[ پنجشنبه 25 آبان 1385 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

آزمایش اعتیاد

چهارشنبه 24 آبان 1385

 

والا دفعه‌های قبلی اینطوری نبود. از آزمایش و این حرفها خبری نبود به خدا! ولی اینبار گفتن تا اسم آقا داماد رو صدا کردیم باید بره آزمایش ادرار و خون و غیره بده! روی صندلی نشستم و منتظر موندم برای آزمایش اعتیاد. یه آقای قدبلند و لاغر مردنی که انگار‍ تازه از سر منقل پاشده و اومده که آزمایش اعتیاد بده، یه گالن آب گرفته بود دستش و قٌـلـٌپ قـٌلـٌپ میرفت بالا، از اینور به اونور سالن قدم میزد و زیر لب غر میزد که ای بابا! هرچی آب میخوریم “نمیاد که نمیاد”‌!

بعد از ده دقیقه‌ صدام کردن و من هم رفتم به سوی “دستشویی برادران”. آقای “مسئول نظارت بر امور جیش(!)” اونجا روی چهارپایه نشسته بود. تا من رو دید لبخندی زد و گفت: ” آقای داماد! مبارک باشه ایشالله!”. بوی تند دستشوئی داشت خفه‌ام میکرد. به زور لبخندی زدم و تشکر کردم. یه لیوان یکبار مصرف (خالی) بهم تعارف کرد تا پر تحویلش بدم! زیر چشمی‌ نگاهی کرد و گفت: “شیرینی ما هم فراموش نشه!”‌. یه دستم لیوان و سایر مخلفات(!) بود، با اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به طرف دادم.

بعد گفتن صداتون میکنیم برای آزمایش خون. صدام که کردن، رفتم توی یه اتاق دیگه. خانوم دکتر لبخندی زد و گفت: “به‌به! چه آقا دوماد خوش‌تیپی! مبارک باشه!”. سوزن آمپول رو تا اونجا که میرفت فرو کرد توی رگ من بدبخت و گفت:” البته شیرینی ما فراموش نشه‌ها!”‌. یه دستم به پنبه الکل روی بازوم بود، با اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به خانوم دکتره دادم.

از اتاق آزمایش خون که اومدم بیرون همون آقا لاغره رو دیدم که داشت با مسئولین اونجا جر و بحث میکرد که: “آقا باور بفرمائید هرچی آب میخورم نمیاد! میشه من برم فردا بیام برای آزمایش”؟؟

گفتن کلاس معارفه و آموزش قبل از ازدواج تشکیل میشه، باید بریم دو تا کتاب تهیه کنیم و بریم سر کلاس تا آموزش ببینیم! یه خانومه بود که کتابهای درسی(!) رو توزیع میکرد، لبخندی زد و گفت: “مبارک باشه آقای دوماد!”‌. دو تا کتاب آموزشی رو بهم داد و گفت: “البته شیرینی ما هم فراموش نشه!”. یه دستم به کتابها بود، با دست اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به دختره دادم.

همراه با بقیه آقا دومادها سر کلاس توجیهی که رفتیم، آقای دکتر با یه فیلم ویدئویی وارد اتاق شد. گفت آقایون دومادها خسته نباشید! یه سری آموزشهای قبل از ازدواج هست، البه شماها ماشالله همتون خودتون واردین!، یه جعبه هم اونجا رو اون میزه، شیرینی هاتون فراموش نشه!!” ، فیلم رو گذاشتو و خودش بدو بدو از اتاق خارج شد!

و اما این فیلم خودش ماجرائی داشت! اولش که از همون اولین روز خلقت شروع کرد!:

“..و خداوند زمین را از دو جنس نر و ماده آفرید…”!

دو تا مرغابی نشون داد که احتمالا نر و ماده بودن و توی ‌برکه داشتن با هم شنا میکردن. دو تا میمون نشون داد که توی جنگل از این شاخه به اون شاخه می‌پریدن و جیغ جیغ میکردن! یه روباه نشون داد با دوتا بچه روباه که باباشون احتمالا رفته بود اداره‌(!) یا دنبال شکار یه لقمه نون حلال برای زن و بچه‌اش. دو تا مرغ عشق نشون داد که داشتن نوکهاشون رو به هم میزدن و درگوش هم شماره تلفن رد و بدل میکردن و انداخته بودشون تو قفس! خلاصه یه 5 دقیقه‌ای رازبقا نشون داد، بعد یهو دوربین یه شات گرفت از میدون امام حسین و صف اتوبوس خط تهرانپارس و برادران و خواهرانی که غیورانه مثل مور و ملخ (همون راز بقاهه!)‌ كنار هم بودن! خلاصه دیگه کاملا بهمون ثابت شد که زمین از دو جنس نر و ماده آفریده شده!

بعد یه آقا دکتر مهربونی رو نشون داد که اومده بود و توصیه‌های ایمنی میداد! میگفت میخواین زنتون رو بوس کنین سعی کنین قبلش حموم برین که تنتون بوی عرق نده، دندوناتون رو مسواک بزنین، موهاتون رو قشنگ شونه کنید. گفت خانومها هم باید یاد بگیرن که تا شوهرشون میاد خونه آب دستشونه بزارن زمین و برن یه لیوان آب خنک برای شوهرشون بیارن! لباس آراسته بپوشن و با آغوشی باز از همسرشون پذیرایی کنن. یه آقای هم نشون داد که اومد و اون هم همین رو گفت. گفت که اگر خانوم خانه “با آغوش باز” باشد این از هر عبادتی بهتره. بعد باز دوباره آقای دکتر اومد که بگه مسواک نشه فراموش! بعد گفت: اگه شوهر اومد خونه و دید زنش حال نداره که برن خونه آقا ناصر اینها، بنده خدا رو زور نکنه که پاشو بریم پاشو بریم. بعد گفت که باید به همسر خود احترام بگذاریم و براشون گل بخریم و از زحمات و زرشک پلوهائی که برای ما می‌پزن تشکر کنیم. بعد دوباره آقای روحانی اومدن و گفتند که: آن روزِی که رفتار شوهر با همسر از روی مهر و محبت نباشد، همانا آنروز بر زن و شوهر حرام است. به همسران خود احترام بگذازید

بعد بهمون یاد دادن که چگونه سر صحبت را آغاز کنیم! یک نمایش نشون دادن با یک آهنگ زمینه رومانتیک. یه میز گرد بود یه دختره اونطرف نشسته بود، یه پسره از این طرف اومد با یه شاخه گل رز! شاخه گل رو گذاشت روی میز و اینطرف میز نشست. بعد هر دوتاشون خندیدن و عشوه اومدن! لبهاشون تکون میخورد (یعنی داشتن با هم حرف میزدن!)‌ آهنگ رومانتیک هنوز بود! بعد تصویر آروم آروم رفت و دوباره اومد. اینبار میز هنوز بود، گل هنوز بود، آهنگ رومانتیک هنوز بود، ولی اینور و اونور میز کسی نبود!!! بعد دوباره آقاهه اومد و گفت: دیدین بهتون گفتم با همسر خود مهربون باشین بد نمی‌بینین؟؟!” خلاصه کلی آموزش دیدیم، با چیزهای دیگه!

و ما از اون به بعد در کنار همسرمون به خوبی و خوشی زندگی کردیم!

انشالله خدا نصیب همه کنه که ازدواج کنن! هیچی نداشته باشه، حداقل این حسن رو داره که میرین سر این کلاسها و یه خورده میخندین!



[ چهارشنبه 24 آبان 1385 - 04:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [جوک , ] [+]

ایرانی ها از همه باهوشترند میگی نه بخوان !

جمعه 19 آبان 1385

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا



[ جمعه 19 آبان 1385 - 03:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [متن طنز , ] [+]

چگونه دل مردها را ببریم

دوشنبه 8 آبان 1385

خانمها ، بانوان، سركاران علیه:
وقتی در صف شیر مردم جایشان را به شما نمی دهند؟ وقتی كرایه تاكسی را می دهید راننده نمی گوید قابلی نداره؟ وقتی لبخند می زنید بچه های كوچیك از ترس قیافه شماگریه می كنند ؟ وقتی راه میروید بهتر است كه راه نروید؟ آیا وقتی به زیبایی فكر می كنید همان زمانی است كه به خودتان فكر نمی كنید؟ اگر می خواهید وقتی قدم بر میزنید مردان كف بر شوند، اگر می خواهید وقتی پلك میزنید مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر می خواهید وقتی با آنها صحبت می كنید خود را تكه تكه كنند، اگر می خواهید وقتی به آنها لبخند میزنید از كت خود یه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ریز توجه كنید:
البته بگما تمامه این كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زیر بی زحمت كمی دقت كنین تا شاید فرجی بشه

در باب ادای جملات:
در ادای جملات و واژه ها دقت خاصی مبذول فرمایید. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخی ) استفاده كنید.
حتی المقدور واژه های پایانی جمله را كمی بیشتر از حد معمول بكشید به طور مثال:
(فردا می بینم………… ……… .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعی كنید ریتم پلك زدنتان را با میزان هجاهای جمله تان هماهنگ كنید مثلا در جمله
“من به فلان چیز علاقه دارم” برای “من” یك پلك و برای “به فلان چیز علاقه دارم” 9عدد پلك بزنید.
لفا امتحان كردنو بزارین واسه بعد بزارین ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حین خوردن بایستی بسیار جلب توجه كنید برای این كار جسم خوردنی را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پیش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازی دهید(میدونم نمیتونی جلوی شیكمتو بگیری و میخوای همشو یه جا بزاری دهنت حالا این دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوی بجوید كه لبها به طور یكی در میان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعی كنید تق تق پاشنه كفشتان به گونه ای تنظیم گردد كه یك ملودی عاشقانه را برای مخاطب تداعی كند.
هیچگاه فاصله ما بین قدمهایتان از دو سانتیمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشید.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگی به مستقیمی به وضعیت دندانهایتان دارد اگر دندانهایتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و دارای سایر نا هنجاریها دارید(كه متاسفنه یا خوشبختانه اكسر خانوما همین وضو دارن) …….. تبسمی كفایت میكند
اگر دندان كناری خود را طلا كرده اید از همان طرف بخندید
اگر اصولا دندانی در كار نیست به گونه ای چشمان را خمار كنید كه كار لبخند را میكند

در باب ورود به كلاس:
هنگامی وارد كلاس شوید كه حداقل یك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجویان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دیر بری كلاس داره
موقع نشستن دورترین و سختترین صندلی را برای نشستن تا حسابی رسیدن به صندلی مورد نظر طول بكشد سپس ده دقیقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بدید
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گیتاری ولو خالی روی دوشتان حمل شود

بدون شك تمرین مستمر نقش مهمی را در موفقیت شما بازی میكند .اگر پس از شش ماه متدهای فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبین خود را تغییر دهید

 



[ دوشنبه 8 آبان 1385 - 01:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

جمعه 28 مهر 1385
آموزش زبان اصفهانی

1- مضاف و موصوف همیشه "ی" میگیردد.

مثال: درِ باغ ===» دری باغ        گل قشنگ ===» گلی قشنگ         آدم خوب ===» آدمی خُب

 

2- "د" ما قبل ساكن قلب به "ت" میشود.

مثال: پراید ===» پرایت       آرد ===» آرت

 

3- واو ساكن آخر كلمه به "ب" قلب می شود

مثال: گاو ===» گاب

 

4- اصولا در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار می رود و هر كجا كه كسره كلمه را زیبا می كند فتحه بكار میرود

مثال برای فتحه: اَز===» اِز       قفَس ===» قفِس        اَزَش ===» اِزِش         بِِزَن ===» بِِزِن

مثال برای كسره: اِمروز===» اَمروز    جمعِه===» جمعَه       سِفید===» سَفید      حِیفِ===» حَیفس    فِشار===» فَشار

 

5- صدای " اُ " هیچ جایگاهی نداشته و به "او" تبدیل میشود.

مثال: شما===» شوما      كجا===» كوجا        چادر===» چادور

 

6- حرف "و" در قالب حرف ربطی به به "آ" تبدیل می شود.

مثال: من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن

 

7- اصولا خود " آ " به عنوان یك حرف ربط به كار می رود

مثال: من هسم، آ بابامم هسن

در ضمن حرف "آ" به معنای "به علاوه" هم به كار می رود.

مثال: 5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3

 

8- حرف " ه " در لهجه اصفهانی به نوعی نابود شده.

مثال: بچه ها ===» بِچا       گربه ها ===» گربا         می جهد===» می جِد

ه در آخر افعال به "د" ساكن بدل می شود.

بره===» برد     بشه===» بشد

"ه" به ی تبدیل می شود.

بهتر===» بیتِرِس      سر راهی===» سری رایِس       گربه===» گربیِه

"ه" به "ش" تبدیل می شود.

بهش میگم ===» بشش میگم

"ه" به "و" بدل میشود.          

ما هم می آییم ===» ما وَم میَیم


نكته:

به غیر اول شخص مفرد حروف "خوا" به "خ" تبدیل میشود

میخوای ===» می خَی

 

9- در برخی افعال حرف "ی" به " اوی" تبدیل میشود.

میشنوی===» میشنُوی        می گی ===» میگوی

 

10- اگر حرف اول كلمه "ب" یا "ن" باشد و حرف سوم "ی" یك "ی" بعد از "ب" یا "ن" اضافه میشود.

بگیر===» بیگیر     بشین ===»بیشین       بریز ===» بیریز        ببین ===» بیبی



[ جمعه 28 مهر 1385 - 02:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [جوک , ] [+]

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟

سه شنبه 18 مهر 1385

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید

اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده

اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید

اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است

اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید

اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید

اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید

اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند


[ سه شنبه 18 مهر 1385 - 03:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 18 مهر 1385 - 03:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

چگونه لج دختر ها را در بیاوریم

یکشنبه 16 مهر 1385

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از  یکی دیگه بپرسید

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید  رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو  عوض کنید

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

۹- اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

۱۰- تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

۱۵- چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید

۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

۲۲- توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید دختره چه حالی می شه)



[ یکشنبه 16 مهر 1385 - 08:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مهر 1385 - 08:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

اس ام اس انگلیسی

یکشنبه 9 مهر 1385

Dear Reciever.This is a turkish virus.because we are not so advanced technologically in Ardabil,it is a manual virus.pls delete all of your phonebook yourself.
********
dear cute...Love is the best medicine, and there is more than enough to go around once you open your heart.pl. open your heart 4 me with love
********
Love the heart that hurts you, but never hurt the heart that loves you. Plesae don't hurt my heart
*********
today where we can meet?. I want to give my love heart to you. Becos I love U
*********
True love never lives happily ever after - true love has no ending

**********
Where there is great love there are always miracles. So come and join with me
***********
We are, each of us angels with only one wing; and we can only fly by embracing one another. You want to become angel? Come I will give my wing. Love U.so much
***********
Fear less, hope more, eat less, chew more, whine less, breathe more, talk less good for u. LOVE MORE and all good things will be yours - Swedish Proverb
***********
The greatest science in the world; in heaven and on earth; is love. Mother Teresa
***********
We can do no great things; only small things with great love - Mother Teresa
***********
All you need is love give me a chance to Love u my sweet heart
***********
When two people love each other, they don't look at each other, they look in the same direction. Believe it or not
.
***********
Don't say you love me unless you really mean it, because I might do something crazy like believe it
!
***********
If you think my eyes are beautiful, it's because they're looking at you
***********
Love is like a roller coaster. Once you have completed the ride, you want to go again. We will love for rest of our life



[ یکشنبه 9 مهر 1385 - 05:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [SMS , ] [+]

شنبه 1 مهر 1385

Basijiane ardabil dar javabe  sokhanane pop paye piade be samte vatikan be raah  oftadand .


Be dalile  sokhanane tohin amize pop be donyaye eslam az emroz vajeye mosighiye pop be mosighiye gole mohamadi taghir yaft


dar peye tohine pop be moghadasat e mosalmanan, name popcorn mojadadan be chose  fil  taghir yaft!


Ba tavajoh be kashf vaksan aidz dar iran arezoo jahat moaleje beiran miayad ( in ghesmaty az serialke narges hazf shode )

torke ye persia sefr mibine shishehasho miyare paeen


sahabesh miyad mige agha chekar mikoni?

mige:E bara to bood fekr kardam vase shokate!

 

Har zaman ke ehsase tanhaei kardi … dasthayat raa baz kon va sarat ra bala begir ,1 nafas amigh bekesh va cheshmhayat  ro baz kon va be aseman  negah kon va bebin az oun bala kaftar miaye ? yek dane dokhtar miaye ?


Miduni ramze movafaghiat chie?

behet migam vali ghol bede pishe khodet bemoone.

Ramzesh Ine:

.

.

.

56328074693128326954723586563623698521421728116432881183.14


Jahizie ghazvini :Ab sard koon, Ab garm koon ,Shir dagh koon, Chai saf koon,

Sorkh koon, Khord koon, Makhlot koon;


Be zan rashtie migan:"chand?"

Mige:"nemidonam,

Hamiiiiiiiid . . . ?!

"Hamid:"pooli nist . . . ;TABARROKE!!!"

 

 

 

 

 

 

  


 

 

 

 



[ شنبه 1 مهر 1385 - 10:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 5 مهر 1385 - 08:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| عباس ] [جوک , ] [+]

اینم چنتا اس ام اس باحال

پنجشنبه 23 شهریور 1385

راننده ای که با پوپک گلدره تصادف کرده بود

اعتراف کرده که از آقای شوکت پول گرفته است

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

سلام ببخشید این موقعه شب مزاحمت شدم

  ولی حالا که بیداری بیا با دل صاف یه دعایی کن تا شر این شوکت از سر نرگس ونسرین کنده بشه

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

  سلام

شرمنده مزاحم شدم

یه دوسه میلیون داری قرضی بدی چند ماهی؟

یه مشکلی پیش اومده . اگه بشه میخوام یه جا رهن کنم واسه نسرین

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

  حجت الاسلام قراعتی : دختر خوب دختریه که دوست نشه , دوست شد چی....؟ پارتی نره  , پارتی رفت چی....؟  بوس نده بوس داد چی....؟ یه صلوات بفرسین

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

  سلام من الان بیمارستان ایرانمهرم تصادف کردم دکتر میگه شونت شکسته

یه مقدار پول داری بهم برسونی باید برم یه برس نو بخرم

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

ایران بعد از برسی کارشناسانه دقیق , جواب 5+1 را داد

<میشه 6>

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

به یک دختر خانم جـــــوان و تحصیلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری آراسته و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو , جهت نظافت منزل نیازمندیم 

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

پلیس، خطاب به یه ترک: اینجا ماهی‌گیری قدغنه! ترک: ولی اینجا تابلو نزدین! پلیس: نزدیم كه نزدیم، زود باش از بالای اون آكواریوم بیا پایین!

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

دل به تو دادم تو به من قلوه دادی!   نه! به من ساندویچ دلمه دادی!

دل به تو دادم که برام ناز کنی               نه بری برای من جیگرکی باز کنی!!

>>>><<<<>>>><<<>>>><<<<

چرا عاقل کند کاری که بعداً خود به خود گوید خودم کردم که لعنت بر خودم بادا بادا مبارک بادا !!!

 

 



[ پنجشنبه 23 شهریور 1385 - 02:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 23 شهریور 1385 - 02:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| عباس ] [SMS , ] [+]

اس ام اس

یکشنبه 19 شهریور 1385

به نام خدا

الهم عجل لولیک الفرج

نیمه شعبان مبارک

۱-گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن!

۲-نتهای مثبت بودن اینه كه وقتی یه گنجشک رو سرت مدفوع کرد خدارو شکر کنی که گاوها نمیتونن پرواز کنن!!!!

۳-love:

l:لنگه تو پیدا نمیشه

.

.

.

o:عمرمی

.

.

.

v:وجودمی

.

.

.

e:انگار اس ام اسو اشتباهی فرستادم ببخشین!!!

4-به اشتیاق اولین دانه ی برف.....

به تحمل آخرین برگ پاییز.....

به گرمای تن خورشید....

به زیبایی آسمان....

................

...........

......

...

..

.

قسم میخورم که سر کاری...!!!!

5-یه عده آخوند را داشتن میبردن بهشت یهو یه سایپا پر از حیوونای جور وا جور تخت گاز از بهشت میان بیرون یكی از آخوندها میپرسه اینا دیگه چی بود. میگن حضرت نوح بود كشتی شو فروخته سایپا خریده

6-عزیزم چشمای تو مثل دریاست اجازه می دی توش جورابمو بشورم

7-انسان تنها مخلوقی ست كه نمی خواهد همان باشد كه هست

8-دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعریف کنم خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا داخل

9-لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: مگر خودتان خار و مادر ندارین!!! * * * لقمان را گفتند : ادب از که آموختی؟ گفت: بتو چه! فضول عوضی!!!

10-عزیزم اصلا ناراحت نباش اندی یه آلبوم جدید داده بیرون... از این به بعد تو هم می تونی برقصی...کلیپش اینه :: منگلا باید برقصن...منگلا باید برقصن::

یا حق



[ یکشنبه 19 شهریور 1385 - 12:09 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 19 شهریور 1385 - 12:09 ب.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [SMS , ] [+]

اگر كسی را دوست داری؟

سه شنبه 14 شهریور 1385

شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده

دانشجوی زیست شناسی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... او تكامل خواهد یافت

دانشجوی آمار : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر
نه احتمال ایجاد یك رابطه مجدد غیر ممكن است

دانشجوی فیزیك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا
اصطكاك بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است

دانشجوی حسابداری : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر كن و اگر نه ، برایش
اعلامیه بدهكار بفرست

دانشجوی ریاضی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوی كامپیوتر : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپی - پیست استفاده كن و اگ
ر نه بهتر است كه دیلیت اش كنی

دانشجوی خوشبین : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن... نگران نباش بر می گردد

دانشجوی عجول : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش كن

دانشجوی شكاك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوی صبور : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

دانشجوی رشته صنایع : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش كن ، اینكار را مرتب تكرار كن


[ سه شنبه 14 شهریور 1385 - 05:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [جوک , ] [+]

چت ایرانی

یکشنبه 12 شهریور 1385

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نیستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم
asl plz ؟
پسر : تهران/وحید/
۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنین/
۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی! شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردین؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه
MIT آمریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته‌ی گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر:
wow چه عالی! واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه‌ی تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند!؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند، خیابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ی خونه رو بدی! مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائین؟ چرا از اول نگفتین؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده....، آخه می دونین...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ی منو به آدمای توی چت میدی؟ می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا!
راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......



[ یکشنبه 12 شهریور 1385 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

موجودی به نام مرد

جمعه 10 شهریور 1385

سال 2512
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یك ظرف
هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می كند: آره
زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلك گفته همچین
زدش كه به سوسك می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه
شوهر خوب پیدا كنه.
مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره!
 

سال 2522
پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنكه كمی جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من
دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو
شكر؟ هیچی دیگه ولش كن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می
گویند؟

 

سال 2532

مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می كنی؟ نوبل
و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...
بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می كند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر
قانع شده سیگارش را روشن می كند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر
ما كم نكند!
 

سال 2542
فریادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر می كند: چی؟! می خواهد برود سرِ كار؟!
یعنی من این قدر بی غیرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیآره تو خونه؟ پس من
اینجا هویجم؟ مگر این كه بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید...
كسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر كار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد:
مرد، خدا تو را برای ما حفظ كند!
 

سال 2552
مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی كه آمدی خواستگاریم، گفتم دلم
نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش كند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی
ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی
بنشینم توی خانه بچه داری كنم؟


سال 2562

زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم
بابت كرایه تاكسی، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جریمهء ماشینت می رود.
حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری كنی هم خرجمان كم می شود هم بچه
مان وقتی بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ...
خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...
 

سال 2662
زن خانواده: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فكری
معروفی. آخه چه اشكالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به كمك
علم چند وقتی هم شما مردها از این كارها بكنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت
همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می كند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل
وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا كی بالای سر
ماست؟
 
سال 2762
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیكه سبزی پاك می كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می كنند؟ تا
وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری
بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می كند...
- خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و...
در این حال با ورود خانم یكی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی كشیده می
شود! زن می گوید: خدا سایهء شما مردها را از سر سبزی ها كم نكند!


سال 3002
رادیو، موج FM، شبكهء پیام (صدای یك خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم های عزیز را در جریان آخرین اخبار رسیده قرار می
دهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روی كرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این آخرین بازمانده از شاخهء
زینتی مردها از این پس نام این موجودات را فقط در كتاب های تاریخ می توان
پیدا كرد. ساعت 9 و 15 دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما خانم های عزیز
خواهم بود. دینگ دینگ



[ جمعه 10 شهریور 1385 - 06:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

آقا الاغه و خانم الاغه

دوشنبه 6 شهریور 1385

سلام دوستان من اولین بارمه تو این وبلاگ مینویسم امیدوارم از نوشته های من خوشتون بیاد

آقا الاغه به خانم الاغه گفت

 

 

آقا الاغه به خانم الاغه گفت :

بیا همدیگر را دوست داشته باشیم

خانم الاغه نرم و نازک عرعر کرد و یک جفت جفتک جانانه به پهلوی آقا الاغه زد.

آقا الاغه خوشنود شد .

دُمش را تکان داد و یک لگد محکم و چکشی به پشت خانم الاغه زد.

آن گاه هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهمیدند چه عشق خرکی به هم دارند و همدیگر را دوست دارند، اما چند وقت بعد با ناراحتی از هم جدا شدند.

چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت.

آنها هرگز خاطره آن جفتک و لگد را فراموش نکردند.



[ دوشنبه 6 شهریور 1385 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| عباس ] [متن طنز , ] [+]

ضد همه چیز و همه جا!!!

جمعه 3 شهریور 1385

۱- به معتاده میگن با 45 و 46 و 47 و 48 شعر بگو ، میگه :

چلا پنجه می كشی       چلا شیشه می شكنی

چلا هق نمی زنی        چلا هشی ناراحت

۲- هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم.

۳- به ترکه می گن دیشب اسراییل لبنان رو زد میگه جون من... مگه ایتالیا اول نشد؟

۴- سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بی مدركی است و به كلاس اندرش مزید در به دری ، هر ترمی كه آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان رسد مایه ضرر ، پس در هر سالی دو ترم موجودو بر هر ترمی شهریه ای واجب ...... از جیب و جان كه بر آید ...... كز عهده خرجش به در آید

۵- تركه ماشینش تو برف گیر می كنه زنجیر نداشته ، سینه میزنه

۶- این شعر هم واسه بعضی دختر های امروزی:

آخر یه روز تیك میگیری ، لباس های شیك می گیری ، بابات را می كنی كچل ، تا بینی رو كنی عمل ، با همراهت زنگ می زنی ، عینك رنگ رنگ می زنی ، این دل و اون دل می زنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباست تریكو ، موزیك فقط از انریكو ، جوراب های فسقلكی ، روسری های الكی ، با اشوه های شتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تكی ، فكر می كنی با نمكی ، خوشی با این تریپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

۷- آبادانیه می خواسته بره خواستگاری ، دیرش شده بود حواسش پرت می شه شلوارشو پشت و رو می پوشه  و با عجله می دوه تو خیابون ، یهو یه ماشین میاد می زنه درازش می كنه وسط خیابون ، رانندهه میاد بالا سرش ، میگه : آقا طوریت كه نشده ؟ آبادانیه یه نگاه به یر تا پاش می كنه ، چشمش میافته به شلوارش ، می گه : چی چیو طوری نشده ، ولك زدی حسابی پیچوندی!

۸- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه كوپه قطار با هم بودن ، قطار میره تو تونل و همه جا تاریك میشه ، یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای كشیده میاد ! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون . پیرزنه میگه : عجب دختر متین و با حیاییه ! با اینكه جوونه و دلش می خواد ولی به كسی راه نمیده ، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش ! دختره با خودش میگه : عجب پیره زن نجیبیه ! با اینكه سنش بالاست و كسی تحویلش نمیگیره ، بازم نمیذاره كسی ازش سوء استفاده كنه ! پیرمرده هم با خودش میگه : بابا عجب بدبختیه ها ! یكی دیگه حالش رو میكنه ما كشیده رو میخوریم ! پسره هم با خودش میگه : چه حالی میده آدم كف دستش رو بوس كنه محكم بزنه تو گوش بغل دستیش!

۹- یارو سرش میخوره به میله ی وسط اتوبوس ، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن ، میگه : ولش كنین ببینم چی میگه!

[ جمعه 3 شهریور 1385 - 01:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]


لینک باکس فان فارسی ...


صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...